<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>خفن بیوگراف</title>
<link>http://minalica.blogfa.com/</link>
<description> بیوگرافیهای هنرمندان بزرگ در عرصه موسیقی و سینما</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Mon, 11 Feb 2008 19:07:49 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title></title>
<link>http://minalica.blogfa.com/post-35.aspx</link>
<description>موسیقی جهان 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;اول می‌خواستم با عنوان ِ (رابطه ی موسیقی متال با خودکشی) شروع کنم اما نتوانستم. چون هرچه فکر کردم دیدم حقیقتا هنر زیبای موسیقی (حالا از هرگونه ی آن) هیچ ارتباط مستقیمی با موضوع سیاه ِ خودکشی نداشته و ندارد و نخواهد داشت! و تازه، کدام جوان را می‌شناسید که فی‌المثل در ایران به صِرف ِ گوش دادن به موسیقی متال یا موسیقی های غم انگیز خودکشی کرده باشد؟! آیا مشکلات ِ اساسی ِ جوانان ِ ما موسیقی های غربی ست؟! آیا وقت ِ آن نرسیده که در جامعه‌ی بحران زده ی جوانان ایرانی که روز به روز آمار خودکشی در آن بالا و بالاتر می‌رود یقه‌ی علت‌ها را بچسبیم نه معلول‌ها را؟! اما از آنجا که این نوشته را باید می‌نوشتم! پس اول سعی کردم دلایلی که از اینور و آنور و حتی از کتاب‌های مختلف در رد ِ نظر خودم شنیده و خوانده ام را بیاورم و سپس دلایل نقض آن دلایل را! آخرش هم نمی‌دانم چه نتیجه‌ای گرفتم! &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;***&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در بین گونه‌های متنوع موسیقی تنها گونه‌ای که منتقدان بسیاری جلوش می‌ایستند و عقیده‌ی راسخی دارند که این گونه موسیقی بر روی روان انسان تاثیرات منفی می‌گذارد و انسان‌ها را به جنون‌های آنی، ناهنجاری‌های روانی و نهایتا خودکشی می‌کشاند موسیقی متال و البته بعضی از گونه‌های خشن‌تر ِ موسیقی ِ راک است. &lt;BR&gt;به موسیقی متال لقب موسیقی ِ روان‌خراش داده‌اند! تازه این نهایت لطفشان به این گونه موسیقی ست. چون هستند کسانی که اصلا متال را موسیقی نمی‌دانند و به کل موسیقی ِ راک ( که متال یکی از زیر شاخه های آن است ) سر و صدا می‌گویند. &lt;BR&gt;روان‌خراش بودن ِ موسیقی متال گرچه مقدار زیادی به سلیقه و عادت‌های گوش ِ شنونده برمی‌گردد اما چندان هم لقب بی‌مسمایی نیست! ریف‌های سرد و کوبنده‌ی گیتار بیس، جیغ‌های بنفش گیتار الکتریک همراه با فریادهای هولناک ِ خواننده و درامز ِ متنوع و سرعتی ِ این نوع موسیقی که بیشتر از هرچیز حسی از بدویت به شنونده القا می‌کند و ده‌ها ویژگی ِ منحصر‌بفرد ِ متال باعث شده که هرکسی نتواند این موسیقی را حتی برای ثانیه‌هایی تاب بیاورد! &lt;BR&gt;کاریش هم نمی‌شود کرد! متال اینطور است! خشن، پیچیده، سیاه و معترض! اگر جز این باشد متال نیست! &lt;BR&gt;تاثیرات موسیقی متال ( البته به تنهایی و بدون کمک ِ مخدرهای روان‌گردان! ) مخصوصا بر قشر جوان آنچنان شدید است که می توان گفت هرجا که یک متال باز وجود دارد حداقل یک نفر دیگر هم هست که با وحشت و انزجار به کل ماجرا نگاه کند و به هر وسیله که شده سعی کند او را از این دیوانه‌بازی‌ها برهاند؛ که قسمتی از این دیوانه‌بازی‌ها به ویژه در کشور ایران و در بین جوانان ایرانی به دلیل این است که جوانان ایرانی نیز مانند بزرگان ِ این مملکت بیشتر بدنبال ِ هیاهو و جار و جنجال‌های حاشیه‌ای ِ هر چیز هستند تا متن ِ آن. &lt;BR&gt;و البته باید این مهم را در نظر گرفت که موانع متعددی که مقابل موسیقی متال مخصوصا در کشور ما، ایران، وجود دارد این موسیقی را مطرح تر می کند و به مسائل تنش‌زا و تاثیرات نابهنجار ِ آن دامن می‌زند. &lt;BR&gt;مثلا این حرف شاید بظاهر مسخره باشد که موانع ِ گوش کردن و لذت بردن از این نوع موسیقی بسیار بیشتر باعث روان خراشی ِ جوانان ِ ایرانی ِ متال باز است تا خود ِ موسیقی متال!! از طرف دیگر جوانی که از متال نفی می‌شود ممکن است برود آنچنان خودش را در این موسیقی حبس کند که بالاخره دیستورشن‌ها و ریف‌های خشن متال بزنند اعصاب مرکزی و سپس جان عزیزش را درب و داغان کنند! چون بهرحال همه‌ی ما می‌دانیم که زیاده‌روی در هر کاری باعث ضرر است! مثلا اگر یکهو بنشینی به مقدار ِ زیاد ماست یا آلبالو ببلعی، غول هم که باشی سردی‌ات می‌کند و به تهوع دچار می‌شوی! &lt;BR&gt;منتقدان ِ این موسیقی می‌گویند موسیقی متال باعث ناهنجاری‌های روانی، اجتماعی و خودکشی ِ قشر جوان می‌شود. اما توجه نمی‌کنند که نه موسیقی و نه هیچ هنر و نه هیچ چیز دیگری بجز آفریننده‌ی ما نمی‌تواند چیزی را از هیچ خلق کند! همانطور که مطالعه‌ی آثار صادق هدایت یا یک فیلسوف ِ نیهیلیست هر کسی را به خودکشی نمی‌رساند موسیقی متال نیز هیچ جوان نرمال و درست و حسابی را به مواد مخدر یا خودکشی متمایل نمی‌کند. این جوان ِ مادرمُرده ای(!) که همراه ِ موسیقی متال به مواد مخدر یا قرص‌های روان گردان یا خودکشی روی می‌آورد حتما یک مرگیش بوده که اولا از بین اینهمه موسیقی ِ متعارف و الکی‌خوش رفته خفن‌ترینشان را انتخاب کرده و ثانیا خودش را توش اینطور دارد خفه می‌کند. موسیقی تشدید‌کننده‌ی احساسات ِ انسان است اما آن‌ها را از هیچ بوجود نمی‌آورد! اگر یک جوان متعارف از موسیقی متال بدش بیاید خب کنارش می‌گذارد و موسیقی ِ متعارفی گوش می‌کند. پس اگر بشدت اذیتش می‌کند اما کنارش نمی‌گذارد و اگر از این موسیقی استفاده‌ی درست نمی‌کند نباید به متال ایراد گرفت؛ کار از جای دیگری می‌لنگد. &lt;BR&gt;شعر نیز در موسیقی متال نیمی از تاثیرگذاری را به عهده دارند و چه بسا تمرکز زیاد روی اشعار پوچ‌گرایانه‌ی برخی از گروه‌ها خطرناک باشد. البته اگر شنونده به آنچه که خواننده می خواند اهمیت بدهد! ( که معمولا در ایران اینطور نیست! خنده‌دار نیست که در ایران جوانان ِ بسیاری از موسیقی بدون کلام بیزارند و در عین‌حال توجهی به اشعار خوانده شده در موسیقی ندارند؟! مثلا برای خیلی‌هاشان فرقی نمی‌کند معر(!) مزخرف: خیلی خونسردی!/ دیوونه‌م کردی! و شعر ساده و زیبای: اگه یه روز بری سفر/ بری ز پیشم بی‌خبر! انگار که فقط باید یک‌نفر باشد که وسط موسیقی عر بزند!... زدم به جاده خاکی انگار! ) &lt;BR&gt;اشعار در موسیقی متال با اعتراض به ناهنجاری‌های سیاسی، نژادی، خانوادگی و غیره همراه است و اشعار عاشقانه جایی ندارند و یا ناخودآگاه به ضد عاشقانه‌هایی بسیار تلخ و نومید‌کننده و کنایه‌آمیز تبدیل می‌شوند. البته نباید پنداشت که این موسیقی بجز ناامیدی و سیاهی چیزی برای عرضه به مخاطب ِ خود ندارد! متال به همان اندازه که ناامید می‌کند به همان اندازه هم به فکر هم وامی‌دارد و امید می‌دهد. موسیقی متال می‌کوشد اشتباهات جمعی و فردی را با غلوی که ویژگی ِ موسیقی متال، چه در موسیقی و چه در اشعار، است به انسان‌ها گوشزد کند و آنها را از خواب غفلت بیدار کند. &lt;BR&gt;بیشتر اشعاری که هم‌اکنون در گروه های متال ِ دنیای غرب خوانده می‌شود گاه درباره‌ی سیاستمداران ِ فریبکار، گاه درباره‌ی مذهب ِ ریاکارانه و گاه نیز در مورد اشتباهات و غفلت‌های انسان ِ خوشگذران و هوا و هوسی ست. که باز هم صد البته نباید با این حرف که این‌ها فقط، مشکلات ِ دنیای غرب است از چنگ این موسیقی فرار کرد! چه بسا این مشکلات در ما بیشتر از غربی‌ها باشد! به این قسمت از شعر Inner self خویش ِ درون از گروه برزیلی ِ سپولترا توجه کنید: &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Walking these dirty streets&lt;BR&gt;With hate in my mind&lt;BR&gt;Feeling the scorn of the world&lt;BR&gt;I wont follow your rules&lt;BR&gt;Blame and lies, contradicitions arise&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;Nonconformity in my inner self&lt;BR&gt;I only guide my inner self&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;این اشعار حدیث ِ نفس ِ چند نفر از جوانان ِ سرگردان ایرانی است؟... &lt;BR&gt;تمرکز روی موضوعات آزاردهنده و تفکربرانگیز پایه و اساس ِ اشعار متال است. و این را هم گفتیم که زیاده روی در هر موضوعی مضر است. پس تمرکز در این اشعار که از موضوعات سنگین و سیاه آکنده‌اند می‌تواند بخصوص انسان‌های حساس را حساس‌تر کند و گاه نیز آن‌ها را به سوی مأمنی برای تسکین ِ حساسیتشان بکشاند. این مأمن می تواند مذهب و معنویت و محبت و مهربانی به اطرافیان و تلاش برای رفع ِ اشکالات ِ دنیا باشد و یا مواد مخدر، الکل یا خودویرانگری و خودکشی! انتخابش دیگر با اوست! &lt;BR&gt;بهرحال من فکر می‌کنم نباید عالم ِ زیبای موسیقی را هم مانند ِ سیاستمان به این آسانی جناح‌بندی کنیم و نقایص پیدا و پنهان ِ مادی و معنوی ِ جامعه مان را ساده انگارانه به گردن ِ هنر موسیقی بیاندازیم. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;CENTER&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.7sang.com/closeup/suicide/photo/suicide-music.jpg&quot;&gt;&lt;/CENTER&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پس‌گفتار: مقاله‌ی(مقاله؟!) بسیار آشفته‌ای شد! خیلی از گفتنی‌ها هم این وسط گم شدند! ببخشید دیگه! درست عین ذهن ِ خودم شده؛ آشفته و گیج و بی‌سرانجام! بهرحال از کوزه همان برون تراود که در اوست! البته شاید هم به این دلیل باشد که وقت نوشتن ِ این مقاله قطعات متالِ بسی خفن گوش می‌دادم!... &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT face=&quot;Times New Roman&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 14pt&quot;&gt;نمونه‌هايی از يادداشت‌های خودكشی افراد معروف&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;با نگاهی به زندگی‌نامه‌ی شاعران، نویسنده‌ها و هنرمندان جهانی مطمئنا از تعداد بسیار ِ افرادی که از میان آنها با خودکشی جان سپرده‌اند، شگفت‌زده خواهیم شد. بزرگانی چون ارنست همینگوی، ویرجینیا وولف، صادق هدایت و... &lt;BR&gt;برخی از این افراد، پیش از مرگ یادداشت خودکشی از خود به جای گذاشته‌اند که در زیر بخش‌هایی از این یادداشت‌ها، و نحوه‌ی خودکشی نویسندگان آنها را می‌خوانیم:&lt;BR&gt;□&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;I&gt;«باید تموم‌اش کنم. هیچ امیدی برام نمونده. هیچ‌کی مسئول مرگ من نیست. همه‌ش تصمیم خودمه.»&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;فردی پراینز (Freddie Prinze)&lt;BR&gt;22 ژوئن 1954 – 29 ژانویه 1977&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG hspace=10 src=&quot;http://www.7sang.com/closeup/suicide/photo/suicide-notes-FreddiePrinze.jpg&quot; align=left vspace=2 border=0&gt;&lt;BR&gt;کمدین. بازی در فیلم «مرد و چیکو».&lt;BR&gt;مشکلات ناشی از افزایش وزن و دورگه بودن‌اش باعث احساس تنهایی و بیگانگی‌اش بود: «من حتی یه اسپانیایی لعنتی واقعی نبودم. یه یهودی واقعی هم نبودم. هیچ کوفتِ واقعی‌ای نبودم. یه بی‌شعور ِ چاقالو بودم با عینک و تنگی نفس.» با وجود یادداشت خودکشی پرایز، علت مرگ زودهنگام او، شلیک تصادفی گلوله ناشی از مصرف قرص‌های افسردگی «کوالد» گزارش شد.&lt;BR&gt;□&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;I&gt;«آنگاه که دیگر من از دنیا رفته‌ام، ماه زیبای آرویل موهای خیس از باران‌اش را پریشان می‌کند و تو دل‌شکسته بر روی پیکر بی‌جان من خم می‌شوی. و من اهمیتی نمی‌دهم. چرا که می‌خواهم در آرامش به‌سر برم. به‌سان درختان سرسبز، هنگاهی که قطرات باران شاخه‌های نازک‌شان را خم می‌کند. و من ساکت‌تر و سنگ‌دل‌تر از اکنونِ تو خواهم بود.»&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;سارا تیسدیل (Sara Teasdale)&lt;BR&gt;1933- 1884&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG hspace=10 src=&quot;http://www.7sang.com/closeup/suicide/photo/suicide-notes-teasdale.jpg&quot; align=left vspace=2 border=0&gt;&lt;BR&gt;شاعره‌ی آمریکایی. متولد سنت‌لوئیس. &lt;BR&gt;وی چندین جلد کتاب شعر شامل «هلن از تروی» و «رودخانه‌های در راه دریا» از خور به جای گذاشته‌است. اشعار تیسدیل بسیار ظریف، احساسی و شخصی هستند.&lt;BR&gt;او خود زنی بسیار احساساتی و گوشه‌گیر بود. و سرانجام در 48 سالگی پس از نوشتن یادداشت خودکشی‌اش خطاب به عاشقی که ترک‌اش کرده‌بود، خود را غرق کرد.&lt;BR&gt;□&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;I&gt;«فرانسیس و کورتنی، من به خاطر شماها می‌رم. کورتنی، ادامه بده. به خاطر فرانسیس. اون بدون من خیلی خوشبخت‌تر می‌شه؛ دوستتون دارم. دوستتون دارم.»&lt;/I&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;کرت کوبین (Kurt Cobain)&lt;BR&gt;20 فوریه 1967- 8 آوریل 1994&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG hspace=10 src=&quot;http://www.7sang.com/closeup/suicide/photo/suicide-notes-kurt.jpg&quot; align=left vspace=2 border=0&gt;&lt;BR&gt;خواننده‌ی اصلی گروه نیروانا، که سرتاسر کودکی‌اش بیمار و مبتلا به برونشیت بود.&lt;BR&gt;جسد کرت را یک برق‌کار که برای نصب سیستم امنیتی به خانه‌ی او رفته‌بود پیدا کرد. وقتی کسی در را به روی برق‌کار باز نکرد، او از پنجره به داخل خانه نگاهی انداخت. تا قبل از اینکه لکه‌های خون را کنار گوش جسد ببیند، فکر می‌کرد آنچه روی زمین افتاده‌است یک عروسک چوبی است.&lt;BR&gt;وقتی پلیس در خانه را شکست، هنوز اسلحه در دست کرت به سمت چانه‌اش نشانه رفته‌بود. یادداشت خودکشی او ـ که با جوهر قرمز نوشته‌ شده‌بود ـ کمی آن‌سوتر روی پیشخان آشپزخانه قرار داشت. &lt;BR&gt;□&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;I&gt;«شماها این قمار رو باور می‌کنین؟»&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;جون اریک هکسوم (Jon Erik Hexum)&lt;BR&gt;5 نوامبر 1957- 18 اکتبر 1984&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG hspace=10 src=&quot;http://www.7sang.com/closeup/suicide/photo/suicide-notes-jonerik.jpg&quot; align=left vspace=2 border=0&gt;&lt;BR&gt;هنرپیشه‌ی نقش فیناس باگ در فیلم «مسافران» در مقابل مینو پلوس. آنچه از هکسوم به جای مانده دقیقا یک یادداشت خودکشی نیست. ولی از ادبیات ارزشمندی برخوردار است. مرگ هکسوم بر اثر یک تصادف در هنگام بازی در سریال تلویزیونی «مخفی‌کاری» رخ داد. آنجا که هکسوم می‌بایست با یک تفنگ مشقی به سر خود شلیک می‌کرد. ضربه‌ی ناشی از شلیک گلوله‌ی مشقی باعث شکسته‌شدن بخشی از جمجمه‌ی هکسوم و فرو رفتن استخوان‌های خرد شده به مغز وی شد. او شش روز بعد از این حادثه درگذشت.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;«برام مهم نیست که مردم می‌گن من زیاد با دخترها بیرون می‌رم یا نه، برام مهم نیست که فکر می‌کنن من هم‌جنس‌بازم یا می‌گن که استرالیایی‌ام. کی اهمیت می‌ده! مسلمه که ترجیح می‌دادم مردم نگن هم‌جنس‌بازم. ولی حالا که می‌گن، خب بذار بگن. اونقدرهام مهم نیست. از اینکه چند دفعه هم با رفقام به بار ِ هم‌جنس‌بازها رفتم نگران نیستم. &lt;BR&gt;می‌دونم خیلی‌ها از شیوه‌ی کمپانی اکسون خوش‌شون نمیاد. ولی من که خیلی خوشحال و ممنون‌ام که اینجا هستم.»&lt;BR&gt;□&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;«احساس می‌کنم باز به یکی از حمله‌های دیوانگی‌ام نزدیک می‌شوم. دیگر نمی‌توانم به این وضعیت وحشتناک ادامه دهم. این بار بهبود نخواهم یافت. صداهایی در سرم می‌شنوم و نمی‌توانم روی نوشته‌هایم تمرکز کنم. تا به حال مبارزه کرده‌ام ولی دیگر نمی‌توانم.» &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;ویرجینیا وولف (Virginia Woolf) &lt;BR&gt;1941- 1882&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG hspace=10 src=&quot;http://www.7sang.com/closeup/suicide/photo/suicide-notes-woolf.jpg&quot; align=left vspace=2 border=0&gt;&lt;BR&gt;نویسنده‌ی صاحب‌نام انگلیسی که سبک جدیدی را در رمان‌نویسی آغاز کرد. وولف تعداد زیادی مقاله‌ی فمینیستی نوشته‌است. «اگر قرار باشد یک زن داستان بنویسد باید پول داشته‌باشد. و اتاقی از آن خود.»&lt;BR&gt;وولف جیب‌هایش را از سنگ پر کرد و خود را در رودخانه‌ی اوز، نزدیک خانه‌اش در ساسِکس غرق کرد.&lt;BR&gt;□&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;I&gt;«خدانگهدار، دوست من! خدانگهدار/ تو در قلب من خواهی بود، عزیز من/ جدایی مقرر شده‌است/ و ملاقاتی در آینده را نوید می‌دهد.»&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;سرجی اسنین (Sergei Esenin)&lt;BR&gt;1925- 1895 &lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG hspace=10 src=&quot;http://www.7sang.com/closeup/suicide/photo/suicide-notes-sergeiesenin.jpg&quot; align=left vspace=2 border=0&gt;&lt;BR&gt;شاعر روس. همسر رقاص معروف، ایزادورا دونکن.&lt;BR&gt;خود را از لوله‌های آب گرم سقف اتاقش حلق‌آویز کرد. روز قبل از آن، شعر خودکشی‌اش را با خون خودش نوشت.&lt;BR&gt;□&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;I&gt;«دنیای عزیز! دارم ترک‌ات می‌کنم. چون حوصله‌م سر رفته. فکر می‌کنم به قدر کافی زندگی کرده‌م. می‌خوام تو رو با همه‌ی نگرانی‌هات توی این چاه مستراح خوشگل، ترک کنم. موفق باشی!»&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;B&gt;جورج ساندرز (George Sanders)&lt;BR&gt;1906- 25 آوریل 1972&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG hspace=10 src=&quot;http://www.7sang.com/closeup/suicide/photo/suicide-notes-sandersg.jpg&quot; align=left vspace=2 border=0&gt;&lt;BR&gt;هنرپیشه‌ی فیلم‌هایی چون «تصویر دوریان گرِی»، «شبح و خانم مویر» و «همه چیز درباره‌ی ایو». صدای «شِر خان» در انیمیشن «کتاب جنگل» شرکت دیسنی.&lt;BR&gt;با مصرف تعداد زیادی قرص خواب خودکشی کرد. &lt;BR&gt;□&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;I&gt;«خداحافظ همگی!»&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;هارت کرین (Hart Crane)&lt;BR&gt;1932- 1899&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;IMG hspace=10 src=&quot;http://www.7sang.com/closeup/suicide/photo/suicide-notes-USAcraneH.jpg&quot; align=left vspace=2 border=0&gt;&lt;BR&gt;از تاثیرگذارترین شاعران مدرنیست آمریکایی. با رفتارهای آزارنده و مخرب (حملات ناگهانی خشم، زیاده‌روی در نوشیدن الکل، بی‌بند و باری جنسی)&lt;BR&gt;در سن 32 سالگی خود را از عرشه‌ی کشتی به خلیج مکزیکو انداخت. جسد کرین هیچ‌وقت پیدا نشد.&lt;BR&gt;□&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;P&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;I&gt;«به هارولد: &lt;BR&gt;شاید خدا من و تو رو ببخشه، ولی من ترجیح می‌دم جون خودم رو بگیرم. و جون بچه‌مون رو. قبل از اینکه مجبور بشم با شرمندگی به دنیاش بیارم یا بکشم‌اش. &lt;BR&gt;لوپ»&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;لوپ ولز (Lupe Velez)&lt;BR&gt;18 جولای 1908- 13 دسامبر 1944&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG hspace=10 src=&quot;http://www.7sang.com/closeup/suicide/photo/suicide-notes-lupe.jpg&quot; align=left vspace=2 border=0&gt;&lt;BR&gt;هنرپیشه‌ی پرشور مکزیکی. با سابقه‌ی کار در چند تئاتر کمدی موزیکال، که به کارش در سینما منجر شد. ولز در زمان زندگی‌اش در قریب به 50 فیلم بازی کرد. ولی هیچ‌گاه نتوانست به ستاره‌ای که همیشه آرزویش را داشت تبدیل شود.&lt;BR&gt;ولز با خوردن تعداد زیادی قرص‌ خواب‌آور خودکشی کرد و در دو یادداشتی که از خود به جای گذاشت، از عشق نافرجام و بارداری ناخواسته‌اش نوشته‌است.&lt;BR&gt;□&lt;BR&gt;
&lt;P&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;  &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;BR&gt;&lt;I&gt;«آینده، تنها پیری است و بیماری و درد... من باید در آرامش باشم. و این تنها راه است.»&lt;/I&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;B&gt;جیمز ویل (James Whale)&lt;BR&gt;29 مه 1957- 22 جولای 1893&lt;/B&gt;&lt;BR&gt;&lt;IMG hspace=10 src=&quot;http://www.7sang.com/closeup/suicide/photo/suicide-notes-whale.jpg&quot; align=left vspace=2 border=0&gt;&lt;BR&gt;کارگردان فیلم‌هایی چون «فرانکنشتین»، «عروس فرانکنشتین» و «مرد نامرئی». در اوایل دهه‌ی 40 با از رونق افتادن فیلم‌های ترسناک در هالیوود، فیلم‌سازی را ترک گفت.&lt;BR&gt;بعدها در فیلم «خدایان و هیولاها» (1998) سِر ایان مک‌کلان به ایفای نقش ویل پرداخت.&lt;BR&gt;ویل با نوشیدن مقدار زیادی الکل، پریدن در استخر خانه‌اش و کوبیدن سرش به کف استخر خودکشی کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 11 Feb 2008 19:07:49 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=minalica&amp;postid=35</comments>
<dc:creator>minalica</dc:creator>
<guid>http://minalica.blogfa.com/post-35.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیوگرافی جیمز باند</title>
<link>http://minalica.blogfa.com/post-34.aspx</link>
<description>بيوگرافي &lt;FONT size=2&gt;دانيل كريگ (جيمزباند)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;كريگ در شهر «چستر» انگليس چشم به جهان گشود&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; دوران كودكي &lt;BR&gt;كريگ در شهر «چستر» انگليس چشم به جهان گشود. پدرش تيموتي جان راوتون كريگ، افسر پايين‌رتبه نيروي دريايي بود و وقتي در كشتي نبود و در ساحل به سر مي‌برد كارهاي مختلفي براي امرار معاش انجام مي‌داد و مادرش «اوليويا ويليامز كريگ» هنرتدريس مي‌كرد. دانيل در محل كار پدرش در «ويلينگتون» و پس از آن در «هوي ليك» واقع در نزديكي ليورپول بزرگ شد. او از زمان تحصيل در دبيرستان به سينما و بازيگري علاقه داشت و در شانزده سالگي به لندن رفت تا به تئاتر ملي جوانان بپيوندد. او در دبيرستان عضو تيم راگبي شهرش هم بود. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;كار حرفه‌اي &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;دانيل كريگ در مدرسه موسيقي و تئاتر گيلدهال تحصيل كرد و در سال 1991 از آن‌جا فارغ‌التحصيل شد و در سال 1993 چند نقش كوتاه در فيلم‌هاي «عقاب‌شارپ» و «الاغ مرده» بازي كرد. در سال 1996 اولين نقش اصلي خود را در سريال تلويزيوني «دوستان شمالي ما» ايفا كرد و پس از آن به همكاري خود با شبكه بي‌بي‌سي انگليس ادامه داد و در سريال‌هاي مختلفي به ايفاي نقش پرداخت. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;جيمز باند &lt;BR&gt;در فوريه سال 2005 نام «دانيل كريگ» به عنوان يكي از بازيگران احتمالي نقش جيمز باند در مطبوعات چاپ شد. شايد در آن زمان خيلي‌ها فكرش را هم نمي‌كردند كه او براي اين نقش انتخاب شود ولي در ماه آوريل همان سال نشريات نوشتند كه كريگ با قيمت 15 ميليون پوند (697/29 دلار) با شركت فيلم‌سازي EON براي بازي در اين فيلم قرارداد بسته است و سرانجام در اكتبر 2005 اين قرارداد به مراحل نهايي خود رسيد و حضور كريگ در اين نقش قطعي شد. كريگ نخستين جيمز باندي است كه پس از مرگ «آلبرت بروكلي» تهيه كننده و سازنده اول جيمز باند در سال 1996 براي بازي در اين نقش قرارداد بست. او چندي پيش براي فيلم‌هاي شماره 24 و 25 جيمز باند هم قرارداد امضا كرد. انتخاب دانيل كريگ به عنوان مامور 007 با انتقادها و اعتراضات بسياري مواجه شد بطوري كه بعضي از هواداران اين مامور مخفي، تماشاي فيلم جديد او را تحريم كردند. دليل مخالفت اين افراد اين بود كه كريگ برخلاف باندهاي قبلي مو بور و متوسط‌القامت است. با پوشش خبري وسيع عليه دانيل كريگ، هنرپيشه‌هاي بسياري دست به كار شدند و از او حمايت كردند. در ميان اين هنرپيشگان چهار بازيگر قبلي اين نقش يعني «تيموتي دالتون»، «شون كانري» «راجر مور» و «پيرس برازنان» هم به چشم مي‌خورند كه با قدرت از انتخاب كريگ حمايت كردند. «كلايو اوون» بازيگري كه مدت‌ها گفته مي‌شد او نقش باند جديد را بازي خواهد كرد و «جودي دنج» بازيگر نقش مقابل كريگ در «كازينورويال» هم در ميان حاميان وي بودند. &lt;BR&gt;در مصاحبه با نشريه «گلوب اند ميل» از پيرس برازنان پرسيده شد نظرتان درباره دانيل كريگ بازيگر جديد نقش جيمز باند چيست و آيا شما فيلم كازينورويال را تماشا خواهيد كرد؟ كه او پاسخ داد: «بي‌صبرانه در انتظار اكران آن هستم. همكاران من هم منتظر اكران آن فيلم هستند. دانيل كريگ هنرپيشه بزرگي است و حتما وظيفه‌اش را به نحواحسن انجام خواهد داد.» &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;اكران فيلم كازينورويال و چهره انساني‌تر و واقعي‌تر جيمز باند با آن توانايي‌هاي برجسته بازيگري، همگان را به تحسين واداشت. مهم‌ترين سايت‌هاي اينترنتي دنيا به بحث و بررسي كازينورويال و بازي بازيگر اول آن پرداختند و 94 درصد از مباحث اين فيلم و بازي دانيل كريگ را مثبت ارزيابي كردند. بسياري از مقالات عنوان كردند كه كريگ توانسته است يك باند باور كردني‌تر و قابل پذيرش‌تر را به نمايش بگذارد. او در ژانويه سال 2006 نامزد دريافت جايزه بهترين بازيگر مرد بريتانيا شد و در جشنواره فيلم انگليس در فوريه 2007 جايزه بهترين هنرپيشه را از آن خود كرد.كازينورويال در سال 2006 يكي از پنج فيلم پرفروش تاريخ سينما و در سال 2007 به عنوان دومين فيلم پرفروش باند انتخاب شد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;زندگي خصوصي &lt;BR&gt;دانيل كريگ علاقه خاصي به موسيقي به ويژه موسيقي «هوي متال آلماني» دارد. او به بازي‌هاي كامپيوتري نيز به شدت علاقه‌مند است و به گفته خودش بيشتر اوقات فراغتش را صرف نشستن روبه‌روي كامپيوتر و انجام بازي‌هاي اكشن و بكش بكش كامپيوتري مي‌گذراند. كريگ در سال 1992 با «فيونا لودون» هنرپيشه انگليسي ازدواج كرد و در همان سال صاحب دختري به نام «الا» شد. گفته مي‌شود او مدتي با سيه ناميلر آشنا بود ولي در حال حاضر با «ساتسوكي ميچل» تهيه‌كننده نامزد است. &lt;BR&gt;دانيل در زمان اوج مخالفت‌ها با بازي او در نقش جيمز باند در مصاحبه‌اي گفت دخترش به حضور او در اين فيلم افتخار مي‌كند. &lt;BR&gt;كريگ معمولا در محافل از دخترش صحبت نمي‌كند. «الا» و مادرش «فيونا» در لندن زندگي مي‌كنند. او درباره دخترش مي‌گويد: «الا» به اين‌كه من جيمز باند شده‌ام افتخار مي‌كند و خيلي خوب با اين قضيه كنار آمده است. من به خاطر اين فيلم خيلي خوشحالم ولي در عين حال دوست دارم از دخترم محافظت كنم. نمي‌خواهم مشهور شدن من به عنوان مامور 007 براي او مشكل ايجاد كند. به همين خاطر در مصاحبه‌ها زياد از او صحبت نمي‌كنم چون هر چه بيشتر درباره او بگويم مطبوعات بيشتر به خود حق مي‌دهند مزاحم او شوند و از او عكس بگيرند. &lt;BR&gt;وقتي صحبت از انتخاب او به عنوان نقش اصلي فيلم كازينورويال به ميان آمد، حرف و حديث‌ها درباره او هم به شدت بالا گرفت و او نمي‌خواست دامنه اين اخبار دامن دخترش را بگيرد. در آن زمان مطبوعات شايعات عجيبي از او مي‌نوشتند مثلا چند مجله نوشته بودند او وقتي سوار قايق مي‌شود دچار درياگرفتگي مي‌شود يا اين‌كه او از اسلحه خوشش نمي‌آيد يا اصلا رانندگي بلد نيست. بعد نوبت به انتقادهاي ديگر رسيد مثلا مي‌گفتند كريگ زيادي قدكوتاه است و گوش‌هاي بزرگي دارد. &lt;BR&gt;كريگ آخرين جيمز باند &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;كريگ پس از شنيدن و خواندن انتقادات وسيع در اين‌باره گفت: «اينترنت وسيله شگفت‌انگيزي براي رساندن صداي مردم است و من به شدت به آن معتقدم. ولي متاسفانه نمي‌توانم از طريق اينترنت با مردم بحث كنم چون مردم بيشتر دوست دارند نظرات شخصي خودشان را اعلام كنند. دموكراسي يعني همين. تنها چيزي كه مي‌توانم بگويم اين است كه برويد فيلم را ببينيد. مردم تعصب خاصي نسبت به اين فيلم دارند چون خيلي به خودشان نزديك مي‌دانند. آنها با جيمزباند بزرگ شده‌اند. من هم همين‌طور. ولي من قبل از اين‌كه بتوانم خودم را ثابت كنم مورد انتقاد قرار گرفتم. فقط مجبور بودم ساكت باشم و همه‌چيز را فراموش كنم. نمي‌توانم به اين موضوعات فكر كنم. مجبورم به جلو بروم و تمركزم را معطوف ايفاي نقشم كنم. تا آن را درست انجام بدهم. هر چند كه از قبل خودم را براي اين عكس‌العمل‌ها آماده كرده بودم ولي باز هم تحت تاثير شديدي قرار گرفتم. توجه دوستان و فاميل خيلي برايم مهم بوده است. دوستان براي همين مواقع هستند. هر وقت يك فيلم بازي مي‌كنم بلافاصله نظر آنها را مي‌پرسم و نظر آنها براي من خيلي ارزشمند است. دانيل كريگ درباره رنگ كردن موهايش گفت: «حتي يك ثانيه هم به ذهنم خطور نكرده است كه موهايم را رنگ كنم. موهاي من در داستان فيلم هيچ تاثيري نداشت. تنها چيزي كه به من گفته شد اين بود كه موهايم بايد كوتاه باشد و من هم اين موضوع را رعايت كردم. خوشبختانه الان ديگر كسي به رنگ موهاي من فكر نمي‌كند و بلوند بودن من براي كسي مهم نيست. خوشبختانه من چيزي به جز رنگ مو براي عرضه داشته‌ام بازيگري...» &lt;BR&gt;كريگ براي اين فيلم سختي‌هاي زيادي را تحمل كرد و رژيم غذايي سختي گرفت. او مي‌گويد هفته‌اي يك‌بار رژيم را مي‌شكستم چون احساس مي‌كردم لازم است لااقل هفته‌اي يكبار از حال و هواي جيمز باند بيرون بيايم. آن‌وقت مثل خرس هر چيزي كه دلم مي‌خواست از انواع شربت و شيريني گرفته تا غذاهاي رنگارنگ را مي‌خوردم.پيرس برازنان يك‌بار گفت اولين فيلمي كه در عمرش ديد فيلم جيمز باند بود. حال دانيل كريگ هم همين ادعا را دارد. او مي‌گويد: «وقتي براي اولين‌بار به سينما رفتم فيلم «زندگي‌كن و بمير» از سري فيلم‌هاي جيمز باند با بازي «راجرمور» بود. فيلم محبوب كريگ «از روسيه با عشق» است زيرا در آن «رابرت شاو» نقش منفي فيلم را بازي مي‌كند و مثل او بلوند است. دانيل كريگ هم در اكثر فيلم‌هاي خود نقش منفي داشته است. او درباره ثروتمند شدن مي‌گويد: «پول درآوردن خيلي خوب است. من دوست دارم پولدار شوم و با پولهايم آثار هنري بخرم. البته از اتومبيل «استون مارتين» هم خوشم مي‌آيد و شايد يكي خريدم.» آيا دانيل كريگ براي يك شهرت جهاني آماده است؟ مي‌گويد: نمي‌دانم. اصلا نمي‌دانم چطور بايد براي اين موضوع آماده شد. من به خاطر مشهور شدن در اين فيلم بازي نكردم و هيچ‌وقت به دنبال شهرت نبودم. البته از آن هم بدم نمي‌آيد ولي بيشتر ازشهرت به كارم علاقه‌مند هستم. شهرت خوب است ولي در كنار آن مشكلاتي نيز به‌وجود مي‌آيد. حريم خصوصي خيلي اهميت دارد و مي‌دانم كه با اين شهرت مقدار زيادي از آن را از دست مي‌دهم و بايد با اين موضوع كنار بيايم. &lt;BR&gt;كريگ در اوقات فراغت خود به ماهيگيري و نقاشي مي‌پردازد. اصولا دوست دارد تصوير ماهي‌ها را بكشد. مي‌گويد: «بايد براي اوقات بي‌كاري‌ام برنامه درستي بچينم. من خانواده‌ام را گاهي تا چند ماه نمي‌بينم. بايد بروم و ببينم اصلا هنوز مرا دوست دارند؟ بايد ارتباطم را با خانواده‌ام مستحكم‌تر كنم.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 25 Jan 2008 19:29:26 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=minalica&amp;postid=34</comments>
<dc:creator>minalica</dc:creator>
<guid>http://minalica.blogfa.com/post-34.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اخبار</title>
<link>http://minalica.blogfa.com/post-33.aspx</link>
<description> 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;جانی دپ» یكی از دیگر از قربانیان اعتصاب فیلمنامه‌نویس؉ 
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;در حالیكه اعتصاب فیلمنامه‌نویسان آمریكایی پیش از دو هفته به طول انجامیده است، در كنار تعداد زیادی از پروژه‌های هالیوودی، دو پروژه «جانی دپ» نیز به زمانی نامعلوم موكول شد. &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;به نقل از سایت سینمایی ورایتی، در پی طولانی شدن مدت زمان اعتصاب فیلمنامه نویسان آمریكایی، پروژه ساخت فیلم «شانتارام» با بازی «جانی دپ»، بازیگر برنده اسكار، كه قرار بود طی زمستان آینده جلوی دوربین برود تا زمانی نامعلوم به تاخیر افتاد. &lt;BR&gt;كمپانی «برادران وانر»، یكی از دلایل این تاخیر را آن دانست كه فیلمنامه این فیلم به دلخواه فیلمسازان پروژه نبوده و اعتصاب فیلمنامه نویسان جلوی هرگونه تغییری را در این زمینه گرفته است. &lt;BR&gt;این كمپانی در این ادامه این گزارش، دلیل دیگر این تاخیر را عامل بودجه عنوان كرده است، به گفته این كمپانی، هزینه‌های مربوط به این فیلم فراتر از ۷۵ میلیون دلار است، كه این بودجه از توان این كمپانی تاحدودی خارج است. &lt;BR&gt;فیلم «شانتارام» داستان یك دزد معتاد به هروئین است كه علی‌رغم تدابیر شدید امنیتی از زندان فرار كرده و به هندوستان می‌گریزد و در یكی از محله‌های فقیر نشین بمبئی خود را به عنوان دكتر جا می‌زند و كمی بعد در پی برخی حوادث به افغانستان سفر می‌كند و در آن نیز اتفاقات زیادی برای او روی می‌دهد. &lt;BR&gt;به گزارش ورایتی، دیگر پروژه «دپ» كه با تاخیر روبرو شده، «خاطرات عجیب و غریب» برگرفته از رمانی به همین‌ نام نوشته «هانتر اس تامپسون» است. &lt;BR&gt;نویسنده و كارگردان این فیلم «بروس رابینسون» است. &lt;BR&gt;این فیلم كه قرار بود جانی دپ پس از اتمام فیلم «شانتارام»، در آن بازی كند، داستان خاطرات و تجربیات «تامپسون» در اواخر دهه ۵۰ به عنوان روزنامه‌نگار افتخاری در پورتو ریكو است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;STRONG&gt;فیلم‌های جنگی در صدر پیش فهرست نامزدهای جوایز مستند اسكار&lt;/STRONG&gt; &lt;BR&gt;آكادمی علوم و هنرهای سینمایی در حالی پیش‌فهرست نامزدهای این دوره از رقابت‌های اسكار در بخش فیلم‌های مستند را اعلام كرده كه فیلم‌های جنگی در صدر این نامزدها قرار دارد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;BR&gt;به نقل از خبرگزاری رویترز، در این فهرست اسامی چند فیلم با موضوعات جنگی از جنگ‌ جهانی دوم گرفته تا جنگ عراق به چشم می‌خورد. &lt;BR&gt;در این فهرست در كل ۱۵ فیلم بعنوان پیش‌فهرست نامزدهای بخش مستند این دوره از جوایز اسكار معرفی شده‌اند كه در این میان ۸ فیلم به موضوعاتی جنگی چه جنگ‌های گذشته و چه جنگ‌های عصر حاضر اختصاص دارد. &lt;BR&gt;البته در این میان فیلم جنجال‌برانگیز «سیكو» ساخته «مایكل مور» نیز جلب توجه می‌كند. &lt;BR&gt;در این فهرست مستند‌های «لاشه جنگ» به كارگردانی «فلیپ دوناهو» و «الن اسپیرو»، «افقی پیش رو نیست» به كارگردانی «چارلز فرگاسون»، «تاكسی به گوشه‌ای تاریك» به كارگردانی «الكس گیبنی»، «نوشتن تجربیات زمان جنگ» به كارگردانی «ریچارد رابینز» به موضوع جنگ عراق پرداخته‌اند. &lt;BR&gt;دیگر فیلم‌هایی كه با موضوع جنگ در این فهرست قرار دارد عبارتند از «نور سفید/باران سیاه: ویرانی هیروشیما و ناگازاكی» به كارگردانی «استیون اوكازاكی»، «تجاوز اروپا» به كارگردانی «ریچارد برگ» و «بونی كوهن»، «نانكینگ» به كارگردانی «بیل گاتنتاج» و «دن استورمن». &lt;BR&gt;به گزارش رویترز، مستندهای «جنگ/پایكوبی» به كارگردانی «آندریا نیكس» و «شون فاین» ، «بركه آتش» به كارگردانی «تونی كایه»، «لطفا به من رای بدهید» به كارگردانی «ویجون چن»، «به خاطر كتاب مقدس كه به من اینچنین می‌گوید» به كارگردانی «دنیل جی.كارزلیك»، «قیمت شكر» به كارگردانی «بیل هانی»، « قولی تا سر حد مرگ: سفر تبعیدی آریل دورفمن» و «آستیم: موزیكال» به كارگردانی «ترشیا ریگان» نیز دیگر مستندهایی است كه در این دوره از رقابت‌های اسكار برای رسیدن به فهرستی با ۵ مستند و در نهایت مستند برتر با یكدیگر رقابت‌ خواهند كرد. &lt;BR&gt;فهرست نامزدهای نهایی این بخش از رقابت‌ها طی ماه ژانویه اعلام شده و در نهایت نام مستند برنده اسكار این دوره از رقابت‌ها ۲۴ فوریه سال آینده میلادی در سالن كداك هالیوود اعلام خواهد شد. &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;آل پاچینو ایفاگر نقش بهترین گنگستر تاریخ سینما &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;شخصیت تونی مونتانا، با بازی به یاد ماندنی و درخشان آل پاچینو در فیلم «صورت زخمی» (۱۹۸۳) در نظرسنجی یك سایت سینمایی بهترین گنگستر تاریخ سینما شناخته شد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT size=2&gt;.&lt;BR&gt;به گزارش سایت خبری Earthtimes در این نظرسنجی كه به مناسبت اكران فیلم «گنگستر آمریكایی» رایدلی اسكات در این روزها انجام گرفت، تونی مونتانا در فیلم «صورت زخمی» بر صدر فهرستی از محبوب ترین گنگسترهای سینمایی قرارگرفت. به گفته مدیر بازاریابی یك سایت پربیننده سینمایی ،فیلم های گنگستری همواره نقش مهمی را در بازار فروش هالیوود داشته اند و در این میان ماندگاری و محبوبیت شخصیت هایی همچون دون ویتو كورلئونه در فیلم پدرخوانده و یا تونی مونتانا در فیلم «صورت زخمی» دلیل این ادعاست.&lt;BR&gt;گفتنی است برخی دیگر از شخصیت های گنگستری محبوب با بازی هنرپیشگان معروف سینما عبارت بودند از ساموئل ال جكسون در نقش جولز وینفیلد در فیلم «پالپ فیكشن» (۱۹۹۴)، مارلون براندو در نقش دون ویتو كورلئونه در فیلم پدرخوانده (۱۹۷۲)، رابرت دنیرو در نقش دن ویتو كورلئونه در فیلم پدرخوانده ۲(۱۹۷۴)، باب هاسكینز در نقش هارولد شند در فیلم «جمعه بلند خوب» (۱۹۸۰) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;محکومین&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;بزرگترین خلافکارهای کشورهای مختلف در یک جزیره با هم می جنگند و تنها یکی از آنها از این میدان نبرد بیرون می آید و شما می تونید با یک کلیک این نمایش بزرگ رو ببینید.میدانی برای گلادیاتورهایی از تمام نقاط زمین&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;امروز تصمیم به معرفی و بررسی فیلم محکوم شدگان داریم که یک اثر اکشن جدید هستش و یک مدتی هر چند کوتاه بازار فروش رو در دستش گرفته بود و میشه گفت بازگشت سرمایه ی خوبی رو نصیب کمپانیهای سازنندش یعنی دو کمپانی لایونز گیت و نیو ویو اینترتایمنت کرد. همه میدونیم که کپی برداری از آثار آمریکایی تو سینمای همه ی کشورها بویژه هند زیاد صورت میگیره،اما اینبار (که البته بار اول هم نیست) آمریکاییها پیش قدم شدن و یک کپی برداری از فیلمنامه ی یک اکشن فوق العاده ی آسیایی(چینی ) به نام رزم شاهانه کردن و این داستان رو در قالبی آمریکایی دوست دوباره روی پرده ی عریض سینما آوردند. درباره ی فیلم فیلم محکوم شدگان یا محکومین به کارگردانی کارگردان کم کار آقای اسکات وایپر که بیش از این تنها 4فیلم رو کارگردانی کرده اثری اکشن هست که با الهام گرفتن از فیلمنامه ی فیلم رزم شاهانه که یک اکشن آسیایی فوق العاده هستش کار شده و سعی کرده این داستان آسیایی رو با وارد کردن به محیطی آمریکایی و تغییر دادن شخصیتها جذابیتی دو چندان ببخشه و گیشه ها رو فتح کنه.رزم شاهانه داستان دزدیدن دانش آموزان یک دبیرستان در چین و فرستادن آنها به یک جزیره هستش،در آن جزیره افراد با هم مبارزه می کنند تا یک نفر از میان آنها با موفقیت خارج بشه و ... .اما در این فیلم دوباره نوعی قهرمان پروری رو مشاهده می کنید که شما را به یاد همان بتمن و مرد عنکبوتی و سوپر من میندازه.البته تفاوت این قهرمان آمریکایی جدید با قهرمانهای قبلی در اینه که این آقا فو العاده قابل باورتر از مرد عنکبوتی یا بتمن هستش و علت این امر هم چیزی جز نداشتن نیروی غیر قابل باور نیست.شخصیت ما بدنی آماده و ماهیچه هایی قوی داره که به اون کمک میکنه شخصیتهای دیگه رو که هر کدوم از کشورهای دیگه هستند رو نابود کنه و در نهایت خودش در قله ی افتخار بایسته. وقتی تنها از نظر سینمایی به فیلم محکوم شدگان نگاه کنید می بینید که یک کپی ضعیف نسبت به نمونه ی چینی خودش هست و چیز زیادی برای ارائه در چنته ی خودش نداره غیر از نشون دادن چند هیکل بزرگ و چند حرکت رزمی معمولی و چند سکانس تیراندازی.البته نباید از یک فیلم صرفاً اکشن انتظاری بیش از این داشت و گمان می کنم از نظر سرگرم کردن کار گروهی که این اثر رو آماده کرد خوب بوده،اما باید این نکته رو هم گفت که این کار سینمایی به گرد پای آثار اکشنی مثل تیرانداز یا جنگ هم نمیرسه و مشکلش همانا فیلمنامه هستش. فیلم محکوم شدگان پایان خیلی بدی داره و کارگردان و فیلمنامه نویس از ذره ای خلاقیت برای زیبا تمام کردن داستان استفاده نکرده. در کا کارگردانی این فیلم خیلی معمولی بودش و میشه گفت جلوه های بصری جالبی هم نداشت.فیلم در عین معمولی بودن دارای یک نقطه ی قوت بود آن هماهنگ سازی و هماهنگ بودن ضرب آهنگهای تند در هنگام درگیری میان شخصیتها بود که باعث میشد یک هیجان نسبتاً زیادی برای بیننده ایجاد بشه. بازیگری این نکته رو بارها گفتم که بازیگری در فیلمهای صرفاً اکشن معنای خاصی نداره و هر چقدر تلاش می کنم تا سکانسی پیدا کنم که در آن بازی یک بازیگر توجهم رو جلب کرده باشه نمی تونم چیزی به خاطر بیارم.بازیگرهای این فیلم به نظرم تنها کافی بود از یک بدن آماده برای انجام کارهای اکشن برخوردار باشند که حتی این مسئله هم بستگی دارد به استفاده کردن یا نکردن کارگردان از بدل.به قولی نقش آفرینان این فیلم تشکیل میشن از استیو آستین که نقش اول فیلم هست و نقش کونراد رو به عهده داره،بعد از اون وینی جونز هست که نقش مرد بد قصه یعنی مک استارلی رو داره و در نهایت رابرت مامون که نقش برکل کارگردان رو داره. داستان فیلم یک کارگردان موفق تلوزیونی به نام برکل شروع به جمع آوری مجرمان محکوم به مرگ از کشورهای مختلف دنیا میکنه تا همه ی اونها رو در یک جزیره جمع بکنه و به جون هم بندازه و در نهایت شخصی که برنده میشه به همراه مبلغ زیادی پول آزاد میشه.به پای تک تک افرادی که برای این مسابقه به این جزیره اومدند مقداری مواد منفجره ویک دستگاه مکان یاب بسته شده که هم اگر اونها خواستند در وسط بازی فرار کنند کشته بشند و هم اینکه با کمک مکان یاب دوربینهایی که در محل هستند تصویر شرکت کنندگان رو بگیرند.از طرفی این افراد وظیفه دارند این نمایش رو ظرف 30 ساعت به پایان برسونند،چون اگه تو این 30 ساعت فقط یک نفر باقی نمونه بمبها منفجر میشه.از اونجایی که این کارگردان تصمیم میگیره نمایش رو به صورت زنده از طریق اینترنت پخش کنه شکلی از مبارزات گلادیاتوری قدیم تو ذهن بیننده پیش میاد که البته اینبار مبارزان از تمام جها هستند.یک ژاپنی،دو آمریکایی،دو مکزیکی،یک انگلیسی و افراد دیگه. در هنگام برگزاری این مسابقه خاطره هایی تداعی میشه و چهره های واقعی افراد رو میشه و احساساتی برانگیخته. فکر کنم هر توضح بیشتری باعث خراب شدن داستان میشه و ضمناً پیشنهاد میکنم فیلم رو ببینید،البته برای وقت گذرونی و نه برای اینکه یک فیلم خوب دیده باشید. کارگردان ... اسکات وایپر نویسنده ... راب هیدن زمان فیلم ... 100 دقیقه &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT size=4&gt;«بروس ویلیس» در آینده‌ای اسف‌بار از بشریت، پلیس می‌شود&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; «بروس ویلیس» بزودی در فیلم علمی تخیلی «جایگزین» در نقش یك افسر پلیس در عصر برتری ربات‌ها ایفای نقش خواهد كرد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt; به نقل از سایت سینمایی ورایتی، فیلم علمی تخیلی «جایگزین» محصول كمپانی «والت دیزنی» به كارگردانی «جاناتان موستو»، از فوریه آینده در بوستون جلوی دوربین خواهد رفت. &lt;BR&gt; فیلمنامه این فیلم را «مایكل فریس» و «جان برانكاتو»، براساس رمانی تصویری نوشته‌اند، این دو كه فیلمنامه «رستگاری ترمیناتور» را در كارنامه‌ كاری خود دارند، در پروژه ترمیناتور ۳ نیز با «موستو» همكاری داشته‌اند. &lt;BR&gt; تهیه‌كنندگی این فیلم را نیز «دیوید هوبرمن»،«تود لایبرمن»،«مكس هندلمن» و «الیزابت بنكز» به عهده خواهند داشت. &lt;BR&gt; «جایگزین» داستان انزوای بشریت در آینده‌ای نزدیك است، آینده‌ای كه ربات‌های جایگزین، بسیار بهتر از نسخه‌های انسانی خود به نظر می‌رسند و كارآیی دارند. &lt;BR&gt; «ویلیس» كه ماه آینده قرار است، برای بازی در فیلم ویتنامی «پینكویل» به كارگردانی «الیور استون» جلوی دوربین برود، در این فیلم در نقش یك افسر پلیس بازی می‌كند كه از طریق ربات جایگزین خود درباره كشتار دیگر جایگزین‌ها تحقیق می‌كند. این پلیس پس از سال‌ها مجبور می‌شود تا ریسك كرده و از خانه خود بیرون بیاید تا پرده از رازی بزرگ بردار&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;«گاس ون سنت» &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG src=&quot;http://aycu37.webshots.com/image/35476/2000922062012338150_rs.jpg&quot; align=right border=0&gt; «گاس ون سنت» خالق آثاری چون «فیل» و «پارك پارانوئیدی» تهیه فیلمی «بیوگرافیكی» با عنوان «هاروی میلك» با نقش آفرینی «شان پن» را بر عهده گرفت. به گزارش ایسنا تهیه این درام از ماه ژانویه (اوایل دی) آغاز می شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt; دیگر تهیه كنندگان این پروژه سینمایی عبارتند از «دن جینكس» و «بروس كوهن» (تهیه كنندگان فیلم اسكاری «زیبای آمریكایی») و فیلم «میلك» در شركت فیلمسازی «جینكس و كوهن» آماده تولید می شود. «هاروی میلك» كه در فاصله سال های ۱۹۳۰ الی ۱۹۷۸ می زیست یك فرد فعال سیاسی به شمار می رفت.او در سال ۱۹۷۷ در انتخابات عمومی به عنوانی یكی از بازرسان شهر سانفرانسیسكو انتخاب شد.&lt;BR&gt; در سال ۱۹۸۴ نیز فیلم مستندی با عنوان «لحظاتی از زندگی هاروی میلك»توسط « راب اپستین» ساخته شده است. فیلم «میلك» نخستین اثر داستانی درباره این شخصیت موثر در امور سیاسی و شهری سانفرانیسكو می باشد. «گاس ون سنت» كه با خلق آثاری چون «ویل هانتینگ خوب» و «یافتن جنگل» مورد توجه سینما دوستان قرار گرفت؛ درباره ساخته شدن این فیلم گفته است: این فیلم یك پروژه خاص به شمار می رود و سعی كرده ایم به تمام جوانب «میلك» پرداخته شود. «بیل گروم» كه به عنوان طراح با «ون سنت» همكاری می كند، تصویربرداری «میلك» را نیز بر عهده خواهد داشت&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT size=4&gt;كمك نقدی جورج كلونی به هم قطارانش&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;جورج كلونی ، بازیگر معروف سینما باهدف كمك به كارگردانان و فیلمنامه نویسانی كه دراین مدت به واسطه اعتصاب اتحادیه فیلمنامه نویسان آمریكا در مضیقه مالی قرار گرفته اند ۲۵هزار دلار به بنیاد خیریه بازیگران اهداكرده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;BR&gt;به گزارش رویتر، این هنرپیشه خیر كه در گذشته با سفر به آفریقای جنوبی و مناطق محروم در دنیا به اطلاع رسانی گسترده درباره بحران ایدز و فقر پرداخته است در مصاحبه ای اعلام كرد كه تصمیم دارد به طور منظم به این بنیاد كمك كند و از دیگر بازیگران معروف نیز دعوت كرد این كار را انجام دهند.برپایه این گزارش، اعتصاب اتحادیه فیلمنامه نویسان سینمایی و تلویزیونی آمریكا كه از هفته گذشته شروع شده تاكنون ضررهای مالی هنگفتی بر پیكره صنعت فیلمسازی در هالیوود زده است. بسیاری از برنامه های زنده تلویزیونی كه هرشب به طور منظم و با حضور مجریان معروف پخش می شد تعطیل شده است و ساخت و یا ادامه طرح های بزرگ سینمایی نیز به تعویق افتاده است. كلونی درباره این اعتصابات گسترده كه در۲۰ سال گذشته بی سابقه بوده است، گفت: «برای افرادی مثل من این اعتصاب یك توفیق اجباری برای داشتن تعطیلات است اما این واهمه وجود دارد كه طولانی شدن آن می تواند به مردمی كه از این صنعت ارتزاق می كنند ضربه بزند.» &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Thu, 22 Nov 2007 06:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=minalica&amp;postid=33</comments>
<dc:creator>minalica</dc:creator>
<guid>http://minalica.blogfa.com/post-33.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خبر و نقد فیلم</title>
<link>http://minalica.blogfa.com/post-32.aspx</link>
<description>&lt;TABLE class=contentpaneopen&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top colSpan=2&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;مونترال امسال با بلوف آغاز میشود&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;رويترز- امسال جشنواره بين المللي فيلم تورنتو با حضور ستارگان مطرح هاليوود همچون «براد پيت»، «جورج كلوني» و «كيت بلانشت» برگزار &lt;FONT size=4&gt;خواهد&lt;/FONT&gt; شد. قرار است امسال، ٣٤٩ فيلم از ٥٥ كشور جهان طي اين جشنواره ١٠ روزه در معرض ديد علاقه مندان قرار گيرد.&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;كلوني با جديدترين فيلمش «مايكل كلايتون» بلانشت با «اليزابت: عصر طلايي»، در جشنواره حاضر مي شوند.٤١ فيلم اين دوره، آثار سينمايي كاناداست و برگزاركنندگان تلاش كرده اند تنوع و كيفيت فيلم ها را مدنظر قرار دهند. در اين دوره فيلم هاي مستندي از «مايكل مور»، و «جاناتان دمي» به نمايش درمي آيد. ٢٠ فيلم براي نمايش در بخش استادان سينما انتخاب شده است كه از ميان كارگردانان حاضر در اين بخش مي توان به «الكساندر سوكوروف»، «اريك رومر»، «يوسف شاهين»، «كلود شابرول»، «كن لوچ» و «هكتور بابنكو» اشاره كرد.اين جشنواره ٦ سپتامبر (١٥شهريور) با نخستين نمايش جهاني فيلم «قطعات فراري» ساخته «جرمي پودسوا» از كانادا آغاز مي شود و با نمايش يك فيلم كانادايي ديگر در ١٥ سپتامبر (٢٤ شهريور) به نام «محاسبه احساسي» ساخته «پائولو بازرمن» به اتمام مي رسد.از ايران فيلم «روايت هاي ناتمام» در بخش سينماي معاصر جهان و «آن سه» نقي نعمتي در بخش «اكتشاف» به نمايش درمي آيد. «حنا مخملباف» با فيلم «بودا از شرم فرو ريخت» در بخش نگاه و «پرسپوليس» ساخته «مرجانه ساتراپي» در بخش نمايش هاي ويژه اكران مي شود&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;تورنتو امسال پرستاره است &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;هاليوود ريپورتر- جشنواره فيلم مونترال كه دو سال قبل با قطع كمك هاي دولتي، در آستانه تعليق قرار گرفته بود، امسال سي و يكمين دوره خود را آغاز كرد. اثر كمدي «بلوف» فيلم افتتاحيه جشنواره بود و «سرژ لوسيك» دبير جشنواره به همراه «سوفي مارسيو» بازيگر فرانسوي در اكران افتتاحيه فيلم شركت كردند. قرار است جايزه يك عمر دستاورد هنري به «سوفي مارسيو» اهدا شود، ضمن اين كه فيلم هاي «Spinning lnto Butter» با حضور «سارا جسيكا پاركر» و «ميراندا ريچاردسون» به همراه فيلم هايي مانند «آغاز سپتامبر» براي كسب جايزه بزرگ جشنواره با يكديگر رقابت مي كنند. اين جشنواره تا ١٢ شهريور ماه ادامه خواهد داشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;FONT color=#00000f&gt; &lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;تپه سکوت &lt;/FONT&gt;&lt;IMG height=400 hspace=0 src=&quot;http://honarpisheh.persiangig.com/silenthill_bigteaserposter.jpg&quot; width=270 align=left border=0&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;بازیگران :  Radha Mitchell, Sean Bean, Laurie Holden, Deborah Kara Unger, Jodelle Ferland&lt;BR&gt;کارگردان: Christophe Gans&lt;BR&gt;تاریخ اکران :21 اپریل 2006&lt;BR&gt;استدیو: TriStar Pictures&lt;BR&gt;نوع فیلم : اکشن/معمایی/ ترسناک&lt;BR&gt;درجه بندی سنی : -&lt;BR&gt;مدت زمان نمایش :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;ازی ترسناک و پر طرفدار سایلنت هیل هم فیلم شد ولی این یکی مثل بلاد رین نمیشه (افتضاح بود)خبر های خوشایندی رسیده که کمپانی کونامی بر کیفیت و ساخت فیلم نظارت داره همچنین اقای akira yomaoke  آهنگ ساز سری بازی های سایلنت هیل در آهنگ سازی فیلم نقش دارن من در تریلر این فیلم شاهد بعضی از موجودات و شخصیت های منفی سری بازیهاش بودم شخصیت اول فیلم زن هست در هر صورت تریلرش واقعا قشنگ بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;داستانش با داستان سری بازیهاش فرق داره در مورد بازیگراش و داستانش هم بعدا مینویسم .&lt;BR&gt; در مورد کاگردانش هم بگم 3 تا فیلم تا حالا بیشتر نساخته که معروفترینش و جدیدترینش The Brotherhood of the Wolf مال سال 2001 است &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;BR&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 8pt; COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;شب مردگان&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt; 
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;این فیلم ساخت نیوزیلند است. و جزو فیلم های وحشتناک حساب میشود. اما دلیل اینکه این فیلم را من انتخاب کردم .&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;1- این فیلم بر عکس بیشتر فیلم های ترسناک که کاملا احمقانه و صد در صد تخیلی ساخته میشوند (مانند فیلم های ارباب آرزوها1و2و3و4 -  جزیره آدم خوارها-سیاره میمون ها-جزیره دکتر مورو1و2و.....)نیست.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;این فیلم نگاهی به زندگی پس از مرگ دارد که از نظراتی بسیار عالی بیان و معرفی شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;فیلم با این موضوع آغاز میشود که دو جوان به قصد رفتن به کنار دریا شهر را ترک میکنند و شب هنگام با دو دختر آشنا میشوند که آنها قصد رفتن به میهمانی دارند.یکی از پسر ها با زرنگی خود را به عنوان مهمان به دختر ها معرفی میکند و قرار میشود تا رسیدن به مقصد با هم مسابقه بدهند....در مسابقه پسر ها بر اثر حادثه ای از جاده منحرف شده و ماشینشان در گل فرو میرود. به هر طریقی موفق نمی شوند ماشین را حرکت دهند در صورتی که از دختر ها خبری نیست.تصمیم میگرند به طرف یکی از خانه های دهکده بروند و از آنها کمک بگیرند.که از لای پنجره می بینند که مردی همسر خود را می کشد. مرد قاتل نیز آن دو را میبیند و آن دو فرار می کنند.مرد به طرف آنها میدود آنها دوباره به جاده میروند تا از دیگران کمک بگیرند که متوجه میشوند وانتی از دور به آنها نزدیک میشود داخل وانت چند مرد هستند آنها سعی میکنند خود را به وانت برسانند که متوجه میشوند . قاتل سوار وانت شد و به آنها دستور داد تا پسر ها را تعقیب کنند........&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;2-اینجا اوج استرس و بیشترین لذت از یک فیلم ترسناک خواهد بود .در شرایطی &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;فیلم هایی مثل جزیره آدم خوارها یا فیلم سادیسمی مانند قتل با اره برقی  فقط میتواند این استرس و ترس را به کودکان و بچه ها و یا زن ها و کسانیکه ناراحتی عصاب دارد بدهد.در صورتی که در این فیلم ها به صورت بسیار خشن و کثیفی آدم ها کشته میشوند. در صورتی که در فیلم شب مردگان اصلا اینگونه نیست.شما در اوج استرس قرار خواهید گرفت در صورتی که هیچ حرکت سادیسمی و قتل وحشیانه ای در غیلم روی نمیدهد. &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;3-قاتل یک انسان است  نه حیوانی عجیب الخلقه است مانند خون آشام یا مرد گرگ نما یا مترسک های ترسناک ونه موجودی است اهریمنی ویا ماورایی مانند فیلم های اشباح یا پسر جهنمی یا حتی کنستانتین &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;4-اتفاقات این فیلم غیرقابل حد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black&quot;&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;س&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;COLOR: black; FONT-FAMILY: ف&quot;&gt; است.بر عکس فیلم هایی مانند زنبور ها یا مورچه ها و حتی پرندگان ساخته آلفرد هیچکاک که هرچند نمی توان آنها را جز فیلم های ترسناک به حساب آورد ولی پس از گذشت چند دقیقه از فیلم میتوانید حدس بزنید که چه کسانی در فیلم زنده میمانند.&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0cm 0cm 0pt&quot; align=justify&gt;&lt;SPAN lang=FA&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;*****در کل این فیلم یک فیلم تحسین برانگیز است که هرچند هالیوودی نیست ولی میتوان آن را یک فیلم قدرتمند تلقی کرد که نویسنده آن فرا تر ازیک فیلم برای ترساندن مردم ساخته است. میتوانیم این فیلم را تا حدود زیادی با فیلم قدرتمند دیگران به کارگردانی آلخاندرو آمانبار و بازی تحسین بر انگیز نیکول کیدمن مقایسه کرد***** 
&lt;HR&gt;
&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;دختران رویایی&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 8pt&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;COLOR: black; FONT-FAMILY: Arial&quot;&gt; &lt;/P&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;کارگردان: بیل کندون&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;بازيگران: جمی فکس(كورتيس تيلور)، بیونس نالس(دينا جونز)، ادی مورفی(جیمز ارلی)، دنی گلاور(مارتی مدیسون)&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;......................................................&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;ديگر عوامل:&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;نویسنده: بیل کندون، تام این&lt;BR&gt;ژانر: درام ،موزیکال&lt;BR&gt;مدت زمان: 131 دقیقه&lt;BR&gt;محصول: آمریکا &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;......................................................&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;خلاصه داستان: افي وايت‌‍، دينا جونز و لورل رابينسون سه خواننده (دوست) از شيكاگو معروف به رويايي‌ها كه با همراهي ترانه‌نويس‌شان سي سي وايت (برادر افي) براي شركت در نمايش استعداد در تئاتر اپولو عازم نيويورك هستند. با وجود اين كه دخترها اين فرصت را براي شهرت از دست مي‌دهند استعداد آن‌ها توجه يك مدير بلندپرواز به نام كورتيس تيلور را جلب مي‌كند. تيلور از تاكتيك‌هاي غير اخلاقي براي تبديل دختران از همخوان‌هاي خواننده معروف جيمز ساندر به خواننده‌هاي پرطرفدار استفاده مي‌كند... &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;......................................................&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سال ساخت: 1385 &lt;BR&gt;&lt;BR&gt;سال اکران: 1385 -&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;فروش: 101233784 ميليون دلار&lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 27 Aug 2007 20:22:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=minalica&amp;postid=32</comments>
<dc:creator>minalica</dc:creator>
<guid>http://minalica.blogfa.com/post-32.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>اخبار روز هالیوود</title>
<link>http://minalica.blogfa.com/post-31.aspx</link>
<description>&lt;TABLE class=contentpaneopen&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top colSpan=2&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT size=4&gt;نيكلاس‭ ‬كيج‭ ‬نويسنده‭ ‬شد&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG id=bigimg height=125 alt=&quot;iranianactress - IMGMDC42O8C9C.jpg&quot; src=&quot;http://files.myopera.com/honarpisheh/albums/323709/IMGMDC42O8C9C.jpg&quot; width=100 align=right&gt;آسوشيتدپرس‮-‬‭ ‬‮«‬نيكلاس‭ ‬كيج‮»‬،‭ ‬از‭ ‬طرفداران‭ ‬جدي‭ ‬كتاب هاي‭ ‬كميك‭ ‬استريپ‭ ‬‮(‬داستان هاي‭ ‬مصور‮)‬‭ ‬است‮.‬‭ ‬اين‭ ‬ستاره‭ ‬هاليوود‭ ‬اينك‭ ‬به‭ ‬همراه‭ ‬پسر‭ ‬‮٦١‬‭ ‬ساله اش،‭ ‬كار‭ ‬نگارش‭ ‬و‭ ‬تهيه‭ ‬يك‭ ‬اثر‭ ‬جديد‭ ‬كميك‭ ‬استريپ‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬پايان‭ ‬برده‭ ‬است،&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;‭ ‬اثري‭ ‬به‭ ‬نام‭ ‬‮«‬كودك‭ ‬جادويي‮»‬‭ ‬كه‭ ‬براي‭ ‬نخستين‭ ‬بار‭ ‬در‭ ‬اكسپو‭ ‬فرهنگ‭ ‬پاپ‭ ‬در‭ ‬كاليفرنيا‭ ‬در‭ ‬معرض‭ ‬ديد‭ ‬عموم‭ ‬قرار‭ ‬گرفته‭ ‬است‮.‬‭ ‬‮«‬كودك‭ ‬جادويي‮»‬‭ ‬داستان‭ ‬روح‭ ‬پسر‭ ‬نوجوان‭ ‬دورگه اي‭ ‬است‭ ‬كه‭ ‬در‭ ‬طوفان‭ ‬‮«‬كاترينا‮»‬‭ ‬جان‭ ‬باخته‭ ‬و‭ ‬پس‭ ‬از‭ ‬اين‭ ‬طوفان‭ ‬مرگبار‭ ‬كه‭ ‬شهر‭ ‬‮٣‬‭ ‬ميليون‭ ‬نفري‭ ‬‮«‬نيواورلئان‮»‬‭ ‬را‭ ‬با‭ ‬خاك‭ ‬يكسان‭ ‬كرد‭ ‬به‭ ‬جنگ‭ ‬يك‭ ‬روح‭ ‬خبيث‭ ‬بازمانده‭ ‬در‭ ‬محل‭ ‬مي‮ ‬رود‮.‬‭ ‬‮«‬نيكلاس‭ ‬كيج‮»‬‭ ‬‮٣٤‬‭ ‬ساله‭ ‬در‭ ‬اين باره‭ ‬مي‮ ‬گويد‮:‬‭ ‬‮ ‬اين‭ ‬داستان‭ ‬عليه‭ ‬نژادگرايي‭ ‬است‮.‬‭ ‬كيج‭ ‬مي‮ ‬گويد‭ ‬قصد‭ ‬دارد‭ ‬تا‭ ‬به‭ ‬كمك‭ ‬‮«‬وستن‮»‬‭ ‬پسر‭ ‬‮٦١‬‭ ‬ساله اش،‭ ‬كه‭ ‬در‭ ‬نوشتن‭ ‬و‭ ‬تهيه‭ ‬اين‭ ‬اثر‭ ‬با‭ ‬او‭ ‬همراه‭ ‬بوده‭ ‬‮«‬كودك‭ ‬جادويي‮»‬‭ ‬را‭ ‬به‭ ‬فيلم‭ ‬درآورد‮.‬‭ ‬‮«‬كودك‭ ‬جادويي‮»‬‭ ‬شامل‭ ‬‮٦‬‭ ‬داستان‭ ‬است‭ ‬كه‭ ‬هر‭ ‬كدام‭ ‬در‭ ‬كتابي‭ ‬جداگانه‭ ‬منتشر‭ ‬مي‮ ‬شوند‮.‬&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;TABLE class=contentpaneopen&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top colSpan=2&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;جاني‮ ‬دپ‭ ‬در‭ ‬نقش‭ ‬ يك‭ ‬خون آشام &lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;IMG id=bigimg height=143 alt=&quot;iranianactress - IMGORSCYFYMBS.jpg&quot; src=&quot;http://files.myopera.com/honarpisheh/albums/323709/IMGORSCYFYMBS.jpg&quot; width=100 align=right&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;‮&lt;FONT size=2&gt; ‬‮«‬جاني‭ ‬دپ‮»‬‭ ‬كه‭ ‬به‭ ‬باور‭ ‬بسياري‭ ‬از‭ ‬منتقدان‭ ‬و‭ ‬صاحب&amp;nbsp;نظران‭ ‬توانمندترين‭ ‬بازيگر‭ ‬حال‭ ‬حاضر‭ ‬هاليوود‭ ‬است،‭ ‬با‭ ‬حضور‭ ‬در‭ ‬فيلم‭ ‬‮«‬سايه&amp;nbsp;هاي‭ ‬تيره‮»‬‭ ‬باز‭ ‬هم‭ ‬به‭ ‬نقش&amp;nbsp;هاي‭ ‬تيره‭ ‬و‭ ‬غمزده‭ ‬روي‭ ‬آورده‭ ‬است‮.‬‭ ‬&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;SPAN style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; DIRECTION: rtl; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;/SPAN&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;فيلم‭ ‬توسط‭ ‬شركت‭ ‬برادران‭ ‬وارنر‭ ‬تهيه‭ ‬مي‮&amp;nbsp;‬شود‭ ‬و‭ ‬برداشتي‭ ‬است‭ ‬از‭ ‬يك‭ ‬سريال‭ ‬تلويزيوني‭ ‬موفق‭ ‬به‭ ‬همين‭ ‬نام‮.‬‭ ‬در‭ ‬اين‭ ‬فيلم‭ ‬جاني‮&amp;nbsp;‬دپ‭ ‬نقش‭ ‬يك‭ ‬خون&amp;nbsp;آشام‭ ‬اندوهگين‭ ‬را‭ ‬ايفا‭ ‬مي‮&amp;nbsp;‬كند‮.‬‭ ‬سريال‭ ‬‮«‬سايه&amp;nbsp;هاي‭ ‬تيره‮»‬‭ ‬در‭ ‬حدفاصل‭ ‬سال&amp;nbsp;هاي‭ ‬‮٦٦٩١‬‭ ‬تا‭ ‬‮١٧٩١‬‭ ‬در‭ ‬يك‭ ‬هزار‭ ‬و‭ ‬‮٥٢١‬‭ ‬قسمت‭ ‬توسط‭ ‬شبكه‭ ‬ABC‭ ‬پخش‭ ‬مي‮&amp;nbsp;‬شد‮.‬‭ ‬جاني‮&amp;nbsp;‬دپ‭ ‬پيش‭ ‬از‭ ‬اين‭ ‬نيز‭ ‬در‭ ‬فيلم&amp;nbsp;هايي‭ ‬مانند‭ ‬‮«‬مرد‭ ‬مرده‮»‬،‭ ‬‮«‬دروازه‭ ‬نهم‮»‬،‭ ‬‮«‬اسليپي‭ ‬هالو‮»‬‭ ‬و‭ ‬‮«‬از‭ ‬جهنم‮»‬‭ ‬ايفاگر‭ ‬نقش&amp;nbsp;هاي‭ ‬تيره‭ ‬و‭ ‬غمزده‭ ‬بوده‭ ‬است&lt;/FONT&gt;&lt;FONT size=3&gt;‮.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;FONT size=3&gt;
&lt;P align=justify&gt;
&lt;HR&gt;

&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;
&lt;TABLE class=contentpaneopen&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top colSpan=2&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT size=4&gt;احساس مشترك لوپز و ويكتوريا&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG id=bigimg height=140 alt=&quot;irani actress - IMGYFRKALORC1.jpg&quot; src=&quot;http://files.myopera.com/honarpisheh/albums/322673/IMGYFRKALORC1.jpg&quot; width=100 align=right&gt;&amp;nbsp;جنيفر لوپز مي‌گويد: او و ويكتوريا بكام (همسر ديويد) به‌خاطر احساسي ناامني‌شان و عدم اطميناني كه به خود دارند شبيه به هم هستند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&amp;nbsp;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;جنيفر 37 ساله مي‌گويد: با اين‌كه او و ويكتوريا بيشترين عكس گرفته شده در دنيا را در ميان زنان سرشناس دارند ولي هنوز هم درباره ظاهر خود در ترديد به سرمي‌برند. جنيفر به خبرنگار مجله گلامور گفت: «همين چند روز پيش براي اولين بار با ويكتوريا ملاقات كردم و او را زني بسيار دوست داشتني يافتم. ويكتوريا مي‌‌گفت مردم هيچ‌وقت فكر نمي‌كنند من احساس ناامني و عدم اعتماد به نفس داشته باشم ولي متاسفانه اين‌طور است. من گفتم من هم همين احساس را دارم، بعد او جواب داد «تو خيلي مطمئن به نظر مي‌رسي» اما در حقيقت درست است كه من ظاهر خود را حفظ مي‌‌كنم ولي اعتماد به نفس بالايي ندارم». لوپز و ويكتوريا تنها مشاهيري نيستند كه از عدم اعتماد به نفس رنج مي‌برند، چندي پيش كاترين زتاجونز هم اعتراف كرد، رويارويي با افراد غريبه برايش سخت است، چون احساس مي‌كند اعتماد به نفس كافي را ندارد!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;‬كيدمن پس از چهل سال &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG id=bigimg height=141 alt=&quot;irani actress - IMG470WEM0DGM.jpg&quot; src=&quot;http://files.myopera.com/honarpisheh/albums/322673/IMG470WEM0DGM.jpg&quot; width=100 align=right&gt;&amp;nbsp;نيكول كيدمن تولد چهل سالگي خود را جشن گرفت. ولي بهترين هديه او اين بود كه شوهرش كه در آن زمان در يك تور حرفه‌اي در‌ آمريكا به سر مي‌برد براي حضور در جشن او خود را به استراليا رساند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;اين خواننده استراليايي روز نوزدهم به سيدني رفت و سپس براي رفتن به كويينزلند يك جت اختصاصي كرايه كرد. &lt;BR&gt;&amp;nbsp;كيدمن هم‌اكنون در حال بازي در فيلم جديدش با نام «استراليا» است كه در كويينزلند فيلمبرداري مي‌شود. او در اين فيلم با «هيو جكمن» همبازي است. يكي از دوستان نزديك او مي‌گويد: «كيت قصد داشت در رستوران براي همسرش جشن تولد بگيرد ولي نيكول مايل بود جشنشان خصوصي باشد كيت هم تصميمش را عوض كرد و يك سورپريز به يادماندني برايش ترتيب داد. آن شب او و نيكول به بلندي‌هاي اطراف شهر رفتند و آتش‌بازي زيبايي را كه كيت اربان ترتيب آن را داده بود از دور تماشا كردند. در انتهاي برنامه نورهاي رنگارنگ آتش‌بازي در آسمان شب جمله «تولدت مبارك نيكول» را حك كردند و اين موضوع نيكول را حسابي ذوق زده كرد.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;«ويل اسميت» &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG id=bigimg height=149 alt=&quot;irani actress - IMG0YIC3CUWO5.jpg&quot; src=&quot;http://files.myopera.com/honarpisheh/albums/322673/IMG0YIC3CUWO5.jpg&quot; width=100 align=right&gt;&amp;nbsp;«ويل اسميت» ستاره فيلم «به دنبال شادي» از محيط خانوادگي خود به عنوان الگويي براي فيلم جديدش بهره گرفته است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;/FONT&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;در اين فيلم ويل اسميت در نقش «كريس گاردنر» بازي مي‌كند، مردي كه تصميم مي‌گيرد پسرش را در كنار خود نگه دارد. او به خاطر بازي در نقش اين دستفروش دوره‌گرد نامزد جايزه اسكار شد. كريس گاردنر دست‌فروشي است كه در آخر با پسرش بي‌خانمان و بي‌سرپناه مي‌شود. ويل مي‌گويد: پدرم يك كلاهبردار واقعي بود. او هر كاري مي‌كرد تا براي بچه‌هايش غذا تهيه كند و تمام سعي خودش را به كار گيرد تا ما را پيش خودش نگه دارد. وقتي تقريبا شش ساله بودم، پدرم من و خواهر و برادرم را با خودش سركار مي‌برد. كار ما نصب يخچال سوپر ماركت‌‌ها بود. محيط كاري ما واقعا خطرناك بود. همسر ويل هم با او همكار است و در فيلم ilA با او همبازي بود. «جيدا پينكت اسميت» در مصاحبه‌ ديگري گفت: ديگر با شوهرش كار نمي‌كند چون او به هنگام كار هميشه با او مثل رييس‌ها رفتار مي‌كرد. ويل اعتراف كرد كه در آن فيلم پايش را از گليمش درازتر كرده بود و پشت سر هم سعي داشت همسرش را در بازي راهنمايي كند و افزود: «ما سعي داريم خانواده خوب و شادي باشيم به همين‌‌خاطر به تصميم همسرم احترام مي‌گذارم.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;
&lt;TABLE class=contentpaneopen&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top colSpan=2&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;FONT size=4&gt;باندراس پدري سخت‌گير&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG id=bigimg height=150 alt=&quot;irani actress - IMG4XMZAHXO0G.jpg&quot; src=&quot;http://files.myopera.com/honarpisheh/albums/322673/IMG4XMZAHXO0G.jpg&quot; width=122 align=right&gt;&amp;nbsp;«آنتونيو باندراس» اجازه نمي‌دهد بچه‌هايش لوس شوند. اين ستاره اسپانيايي مي‌گويد او و همسرش «ملاني گريفيت» مي‌خواهند به بچه‌هاي‌شان ياد بدهند كه دنيا فقط هاليوود نيست.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT size=2&gt;«آنتونيو باندراس» اجازه نمي‌دهد بچه‌هايش لوس شوند. اين ستاره اسپانيايي مي‌گويد او و همسرش «ملاني گريفيت» مي‌خواهند به بچه‌هاي‌شان ياد بدهند كه دنيا فقط هاليوود نيست. او در اين باره گفت: «من هر چيزي كه آنها بخواهند برايشان نمي‌خرم. آنها خودشان بايد سعي كنند تا به خواسته‌هاي‌شان برسند. به آنها گفته‌ام دنيا فقط هاليوود نيست. وقتي براي فيلمبرداري به مكزيك و آرژانتين رفته بودم آنهارا با خودم بردم تا ببينند بچه‌هاي كشورهاي ديگر چطور زندگي مي‌كنند. &lt;BR&gt;&amp;nbsp;آنها حلبي‌آبادها را هم ديده‌اند. نمي‌خواهم فكر كنند دنيا پر از اتومبيل‌ها و خانه‌هاي زيباست و هر چيزي كه اراده كنند به آن مي‌رسند.» باندراس سه فرزند دارد. «استلا» ده ساله دختر خود اوست و «داكوتا» 17 ساله و «الكساندر» 21 ساله فرزندان همسرش هستند. او مي‌گويد: «دخترم استلا شاگرد ممتاز كلاس است. نمي‌دانم به چه كسي رفته است، چون خودم وقتي هم سن و سال او بودم اصلا درسخوان نبودم. همسرم هم همين‌طور.»&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;آنجلينا جولي &quot;خبرنگاران داستا ن‌سرايي مي‌كنند&quot; 
&lt;TABLE class=contentpaneopen&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top colSpan=2&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;IMG id=bigimg height=159 alt=&quot;irani actress - IMGR6OM1W3BHX.jpg&quot; src=&quot;http://files.myopera.com/honarpisheh/albums/322673/IMGR6OM1W3BHX.jpg&quot; width=100 align=right&gt;&amp;nbsp;&lt;FONT size=2&gt;آنجلينا جولي در گفتگو با مجله ستاره‌هاي جهان تمامي شايعاتي كه عليه او و برادپيت بر سر زبان‌هاست را بي‌اساس خواند و گفت: من و براد به هيچ عنوان با يكديگر مشكلي نداريم و ...&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;آنجلينا جولي در گفتگو با مجله ستاره‌هاي جهان تمامي شايعاتي كه عليه او و برادپيت بر سر زبان‌هاست را بي‌اساس خواند و گفت: من و براد به هيچ عنوان با يكديگر مشكلي نداريم و اين مشكلات ساخته و پرداخته ذهن خبرنگاراني است كه داستان‌سرايي مي‌كنند. جولي مي‌گويد: من و براد روزهاي خوشي را سپري مي‌كنيم و فكرمان تنها به فرزندانمان است كه آنان را بزرگ كنيم، او مي‌گويد: فرض بر اين‌كه من و براد با هم مشكل داشته باشيم، در ابتدا سعي مي‌كنيم اين مشكلات به بيرون درز پيدا نكند، آن‌وقت چه‌طور بياييم، آنها را در اختيار نشريات بگذاريم&lt;/FONT&gt;.
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نیکل کیدمن با بازی در فیلم جدید &lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;
&lt;P align=justify&gt;
&lt;TABLE class=contentpaneopen&gt;
&lt;TBODY&gt;
&lt;TR&gt;
&lt;TD vAlign=top colSpan=2&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;&lt;IMG id=bigimg height=146 alt=&quot;santuri - IMGTTBHDSJS9I.jpg&quot; src=&quot;http://files.myopera.com/honarpisheh/albums/322212/IMGTTBHDSJS9I.jpg&quot; width=110 align=right&gt;نیکل کیدمن با بازی در فیلم جدید استفن دالدری بریتانیایی که قرار است در برلین ساخته شود، به جمع دیگر همکاران خود از جمله سوزان ساراندون و تام کروز می‌پیوندد که برای بازی در پروژه‌های دیگر به برلین رفته‌اند.&lt;/FONT&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=2&gt;اسکرین دیلی اعلام کرد بازیگر 40 ساله پنج سال پیش در فیلم &quot;ساعت ها&quot; برای نخستین بار با دالدری همکاری کرد که به خاطر آن برنده اسکار بهترین بازیگر زن شد. این بار آنها در اقتباسی از رمان پرفروش &quot;خواننده&quot; نوشته برنارد اشلینک با هم کار می کنند که سال 1995 منتشر شد.&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;رمان اشلینک درباره برخورد یک نوجوان و زنی مسن تر است که نمی تواند بخواند. سال ها بعد آنها زمانی بار دیگر همدیگر را می بینند که زن به اتهام جنایات جنگی در حال محاکمه است و مرد جوان دانشجوی حقوق است و پرونده او را دنبال می کند. احتمالا نقش مقابل کیدمن در این فیلم را یوزف ماتس بازیگر 18 ساله آلمانی بازی می کند.&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;فیلمنامه &quot;خواننده&quot; را دیوید هایر می نویسد و کمپانی واینستاین آن را تهیه می کند. پس از &quot;مسابقه سرعت&quot; برادران واچوفسکی، &quot;ولکری&quot; برایان سینگر و &quot;بین المللی&quot; توم تیکور، این چهارمین پروژه بزرگ بین المللی است که داستان آن در منطقه برلین ـ براندنبورگ روی می دهد. در حال حاضر تام کروز، همسر سابق کیدمن در برلین در حال بازی در فیلم &quot;ولکری&quot; است.&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;اخبرا اعلام شد کیدمن برای بازی در کمدی رومانتیک &quot;مونت کارلو&quot; به کارگردانی تام بزوچا اعلام آمادگی کرده که اقتباسی از رمان &quot;شکارچیان سر&quot; نوشته جولز باس است. کیدمن اکنون مشغول بازی در فیلمی به نام &quot;استرالیا&quot; با بازی هیو جکمن است که باز لورمان آن را می سازد. او فیلم &quot;قطب نمای طلایی&quot; ساخته کریس وایتس را آماده نمایش دارد که در آن با دانیل کریگ همبازی است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&amp;nbsp;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;BR&gt;&lt;/P&gt;&lt;/TD&gt;&lt;/TR&gt;&lt;/TBODY&gt;&lt;/TABLE&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 02 Aug 2007 00:58:37 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=minalica&amp;postid=31</comments>
<dc:creator>minalica</dc:creator>
<guid>http://minalica.blogfa.com/post-31.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بیوگرافیا ی توووووووووووووووووووووووووووووووووووپ</title>
<link>http://minalica.blogfa.com/post-30.aspx</link>
<description>نام :مارلون براندو 
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;تاریخ تولد : سوم آپریل 1924 &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;محل تولد : اوهامای نبراسکا &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;تاریخ فوت : جولای 2004&lt;/FONT&gt; 
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;مارلون براندو جونیور، متولد سوم آپریل 1924 در اوهامای نبراسکا از بزرگترین چهره های سینمای جهان به شمار می رود . براندو با آوردن شیوه متداکتینگ تکنیکهای جدیدی را وارد کار بازیگری کرد ،تا جایی که می گویند شیوه بازیگری او مدرن را متحول کرد . این شیوه آمیزه ای بود از یک بازی سرشاراز احساس به اضافه نمایشی از عکس العملهای طبیعی در زندگی عادی .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;تراموایی به نام هوس در سال 1947 و در صحنه برادوی او را به عنوان چهره مستعد نمایان ساخت ،چهره ای که که اوایل دهه پنجاه یعنی به محض ورودش به سینما چنان اعضای آکادمی را شوکه کرد که چهار سال پیاپی او را نامزد بهترین بازیگر مرد کردند. براندو به خاطر نقش مارک آنتونی در جولیو سزار (1953) ایفای نقش امیلیانو زاپاتا در فیلم «زنده باد زاپاتا» (1952) و نسخه سینمایی تراموایی به نام هوس نامزد اسکار شده بود، تا اینکه در 1954 به خاطر بازی&amp;nbsp; فوق العاده اش در فیلم «دربارانداز» این اسکار را تصاحب کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;در 1970 پس از مدتی سکوت ،دوباره به خاطر نقش همیشه ماندگارش در تاریخ سینما «دن کرلئونه» سرکرده مافیای فیلم پدر خوانده ،باز هم به اسکاری دست یافت . بعد از آن تا سالها بعد شهرتی همپای ارسن ولز پیدا کرد . آخرین حضور او در سینما به اثر تریلر «امتیاز» باز می گردد که در آن با دیگر بازیگر شیوه متد رابرت دنیرو و چهره مستعد روز ادوارد نورتون همبازی بود. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;او سرانجا&lt;SPAN lang=fa&gt;م&lt;/SPAN&gt; در جولای 2004 به علت کهولت سن در گذشت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma color=#ff0000 size=2&gt;شون پن &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;می دانید چندی قبل وی به عنوان خبرنگار و تهیه خبر از انتخابات&amp;nbsp; وارد ایران شد و این باعث&amp;nbsp; شد بیوگرافی این بازیگر معروف را برای شما عزیزان بنویسم.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;وی در 17 آگوست 1960 در شهر بربانک کالیفرنیا به دنیا آمده. وی علاوه بازیگری کارگردانی هم می کند . در چندین دوره در نامزد&amp;nbsp; جایزه بوده ولی برایش نافرجام بوده است بار اول در سال 1983 به خاطر فیلم مک گورن و بار دوم 1984 فیلم جدایی.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;همسر اول وی مدوونا بوده که در 16 آگوست 1985 ازدواج کردند و 1989 طلاق گرفتند.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;جوئل کلیچر (خواننده)&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;رابین رایت پن(هنرپیشه) ازدواج 27 اپریل 1996 تاکنون &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;اما در مورد خانواده وی :&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;پدرش لئو پن (بازیگر ، کارگردان) که در لیست سیاه جای داشت در 5 سپتامبر 1998 در گذشت.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;مادر : الین رایت (هنرپیشه)&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;برادر : کریستفر پن (بازیگر ) مایکل پن ( موزیسین ، بازیگر ) &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;فرزندان: وی یک دختر و پسر دارد که هر دو ازرابین رایت پن می باشند نام دختر وی فرانسیس پن است که در 13 آپریل 1991 به دنیا آمده است و پسرش هوپر جک پن متولد 6 آگوست 1993 که نامش را بر اساس دو بازیگر هوپر و جک نیکلسون رابین رایت انتخاب کرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;جوایز :خرس نقره ای جشنواره برلین به بهترین بازیگر مرد برای راه رفتن مرد مرده(1995) جشنواره کن&amp;nbsp; به عنوان بهترین بازیگر مرد برای&amp;nbsp; فیلم او خیلی دوست داشتنی است (1997) گلدن کلوب و جایزه اسکار به عنوان بهترین بازیگر مرد در رودخانه مرموز در سال 1998 و 2004&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;تحصیلات وی بازیگری&amp;nbsp; به همراه یک فوری در دوره های آموزشی مخصوص.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;عضویت در گروه نمایش لوس آنجلس کالیفرنیا.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;اولین فیلم: نقش کوتاه در یک کار تلویزیونی به نام قانون هلینگر بود (1981) اما اولین کار سینمایی اش در فیلم &lt;/SPAN&gt;Taps&lt;SPAN lang=fa&gt; بود (1981)&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;به یاد ماندترین کار وی نقش میتو پونکلت در فیلم راه رفتن مرد مرده می باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;و دستمزد وی برای فیلم من سام هستم 5 میلیون دلار بود&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;نام :تام هنکس&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;IMG src=&quot;http://www.freewebtown.com/honarpisheh/TOMHANKS.jpg&quot; align=left border=0&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;تاریخ تولد :9 ژوئیه &lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;DIV align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;محل تولد : کنکورد،کالیفرنیا ، آمریکا&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/DIV&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;متولد 9 ژوئیه در کنکورد کالیفرنیا ی آمریکا . دانش آموخته دانشگاه ایالتی کالیفرنیا . عضو «گریت لیکس شکسپیر فستیوال» کلیوندلند اوهایو. بازیگر «ریو ساید شکسپیرکمپانی »نیوویرک سیتی .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;کلیشه ای تبلیغاتی وجود دارد که کمدین ها همیشه به دنبال «اترسچ »ی می گردند که خواهان شکل تازه ای از خودشان به صورت بازیگر جدی است. تغییر قابل ملاحظه تام هنکس از همبازی مجموعه کمدی تلویزیونی نسبتا موفق به یکی از محبوب ترین بازیگران آمریکایی بسیار نادر است. هنکس با ایجاد قاطعانه پرسونای کمدی اش در برخی از نقش ها به نظر می رسد که آگاهانه در مقابل تیپ خودش بازی می کند . با از این بیشتر به صورت زمینه ها استفاده می کند. تا اینکه آن را رها کند . هنکس از اغلب بازیگران کمدی نسل خود بهتر به نقش های دراماتیک منتقل می شود. با نگاهی به «شلپ» 1948که نخستین نقش اول بازیگر جوان و اوج هنرپیشگی را برای او به همراه داشت می توان دریافت که او اجرایی کار آموزانه ارائه نمی دهد. بلکه در او ترکیب متمایزی از کمرویی و آگاهی بی تفاوت آشکار است. او از چهره پسرانه کمی خپل و لبخند شیطنت آمیزش کاملا استفاده می کند. او به ویژگی دارای عکس العمل چهره ای بسیار متفاوتی در مقابل رفتار دیگران است.گویی مشغول مکالمهای درونی با&amp;nbsp; خود است . در صحنه ای که پری دریایی پیشنهاد ازدواج جوان را نمی پذیرد ،در نگاهی اجمالی عصبانیت و بد خلقی ای که به طور بارزی در نقش های دراماتیک در بدون و جه مشترک و «خط پانچ» نشان داده خواهد شد،به چشم می خورد. او اغلب هنگامی که شخصیتش در غمیگین ترین حالت است مضحک ترین است.با وجود انتظار ویژه ای از«گنده » وجود داشت. کمدی های سرگرم کننده پرسونای هنکس را پیشرفت نمی دهد. در حقیقت آنها هنگامی که نوشته و کارگردانی (مانند&amp;nbsp;&amp;nbsp; &lt;SPAN lang=en-us&gt;The burbs)&lt;/SPAN&gt; ضعیف باشد فقط بازتابی کمرنگ از اثر اصلی است. نگاه پسرانه و گاهی اوقات حال شیطنت آمیز هنکس او را برای نقش های جوان و بی تجربه مناسب کرده است. در« دواطلبان» قهرمان سیاه صلح اجباری باید شکل بگیرد ،در« بدون وجه مشترک »شخصیتی کودکانه /خودخواه اجرا شود،در «خط پانچ» کمدینی از پدرش قهر می کند. حتی در« بیخوابی در سیاتل» که هنکس مسن تر از و پسری کوچک دارد ،نقش از او می خواهد که روزهای پسرانه نگرانی ها را دوباره بازی کند. در «گنده» با دورنمایه بلوغ پرداخته شده است.به منظور ایفای نقش پسری سیزده ساله در بدن مردانه هنکس باید جنبه امروزی پرسونایش حذف شود ،ولی در برخی رفتارهایش باقی بماند. شاید بعد جدید واقعی در این نقش لحظه آسیب پذیری پی برده است. به ویژه در صحنه متحرک &lt;SPAN lang=fa&gt;ن&lt;/SPAN&gt;خستین مرد- بچه در هتل نحس. در مرود ایفای نقش وکیل در فیلم آموزنده « فیلادلفیا » ،افراد بدبین ممکن است اظهار نظر کنند که افت جسمانی اش با گریم انجام شده است ،ولی انتقال لحظه های شخصیت از هرای کوبنده باید به بازیگر نست داده شود . در مورد تجسم هالوی در «فارست گامپ» کافی است بگوییم که در پس ناخشنودی امریکن گوتیک و طرز بیان یکنواخت ، هنکس گستره هوشمندانه قابل توجهی از مایه های صدا می یابد و به پیشنهادها&amp;nbsp; زندگی داخلی برای شخصیت فانتزی که همین گاه به گاه نقش های سبکی انتخاب می کند . هنکس هنگامی که خطر مخلوط کردن کمدی و درام را می پذیرد «گامپ و تیمی از آن خودشان »در یادها باقی می ماند&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;نام :ایوان مک گریگور&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;تاریخ تولد: 31 مارچ 1971&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;محل تولد : اسکاتلند&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;FONT face=Tahoma&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT size=2&gt;ایوان گوردون مک گریگور متولد 31 مارچ 1971 در کریف ،پرت شایر واقع در اسکاتلند در 16 سالگی زادگاهش را ترک می کند و پس از آن که آکادمی را نیمه کاره رها می کند و به گروه تئاتر ریپوتری پرت ملحق می شود . والدینش او را تشویق می کنند تا تحصیل را رها کرده و بازیگری را در کلاسهای آموزشی دنبال کند . اگر چه بعدها گفت که آن ها چندان از این مسئله راضی نبودند اما جلوی اهداف هنری اش را نگرفتند. ایوان ظرف یک سال در موسسه کرکالدی واقع در فیف درس های درام و نمایش را خواند و سپس وارد مدرسه موسیقی و نمایش گلدن هال لندن شد و سه سال در آنجا تحصیل کرد. اما به محض آن که نقش سرجوخه مک هویر را در سریال شش قسمتی برای شبکه کانالها که توسط دنیس پاتر کارگردانی می شد ، بدست آورد تحصیلاتش را دوباره نیمه کاره رها کرد. اما اولین نقش قابل توجه اش کارکتر آلکس لاو در فیلم &lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;FONT size=2&gt;shallow Grare&lt;SPAN lang=fa&gt; سال (94) بود که توسط دنی بوئل کارگردانی شده بود. این فیلم را اندرو مک دونالد تهیه و داستانش را جان هوگ نوشته بود . دو سال بعد نقش های دیگری در &lt;/SPAN&gt;Pillow book&lt;SPAN lang=fa&gt; و &lt;/SPAN&gt;trainsppting &lt;SPAN lang=fa&gt;به دست آورد که هیچ کدانم نتوانست او را به خوبی در دید عمومی قرار دهد. اما در حال حاضر یکی از مورد تحسین واقع شده ترین بازیگر نسل جوان خود می باشد،او توانست ایفاگر نقش ابی وان کنونی در اولین سه گانه جنگهای ستاره ای باشد ،مک گریگور با طراح مجری طرح فرانسوی به نام ایو ماوراکیس ازدواج کرد که او را موقع فیلمبرداری نمایش تلویزیونی &lt;/SPAN&gt;kavanagh Qc&lt;/FONT&gt;&lt;SPAN lang=fa&gt;&lt;FONT size=2&gt; سال 94 ملاقات کرده بود . آن ها تابستان سال 95 را در فرانسه ازدواج کردند و در حال حاضر دو دختر به نام های کلارا ماتیلد و استر رز دارند.او هم چنین یک کمپانی تولید فیلم را به همراه دوستانش جان لی میلر، شون پرتوی ،جود لا و سری فراست اداره می کند که نشرال نایلون نام دارد&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/SPAN&gt;</description>
<pubDate>Sat, 28 Jul 2007 00:22:00 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=minalica&amp;postid=30</comments>
<dc:creator>minalica</dc:creator>
<guid>http://minalica.blogfa.com/post-30.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>چند تا بیوگرافی</title>
<link>http://minalica.blogfa.com/post-29.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=Tahoma size=2&gt;
&lt;HR&gt;
&lt;A name=77531&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;&lt;B&gt;رابرت دنيرو&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&amp;nbsp;&lt;/A&gt;&lt;A name=77530&gt;«رابرت دنيرو»ي 62 ساله، پس از بازي در بيش از هفتاد فيلم و با پيشينه چهل سال در عرصه بازيگري، شمايل بي‌همتاي يک بازيگر مولف و صاحب سبک است. «مارلون براندو»ي فقيد که روزگاري نماد کاملي از غايت بازيگري بود و همه -حتي جيمز‌دين- او را الگوي خود قرار مي‌دادند سالها بود که کم‌کار و چاق شده و بيشتر فيلمهايش را بدون وسواس انتخاب مي‌کرد. اين اواخر براندو به جاي تلاش براي ارائه نمونه‌اي از بازيهاي درخشانش فقط به خاطر شهرت و اعتبارش پول مي‌گرفت و به همين سبب نقشش را به ساده‌ترين نحو ممکن بازي مي‌کرد. از اين‌رو دنيرو -که از همان سالهاي نخست بازيگري جانشين شايسته «براندو» به شمار مي‌آمد- جايگاه کنوني‌اش را نيز از براندو به ارث برده و به باور و انتخاب بسياري از منتقدان و تماشاگران همواره در صدر فهرست بازيگران توانمند معاصر سينماي جهان قرار مي‌گيرد. براستي چه چيزي «رابرت دنيرو» را چنين بي‌مانند ساخته است؟ تعداد اسکارهايش؟ نه. زيرا او تنها دوبار مجسمه طلايي اسکار را در دستانش گرفته و چندين بار هم نامزد دريافت اين جايزه بوده است که برخي بازيگران از اين لحاظ بالاتر از وي قرار دارند. هواخواهان بسيارش؟ باز هم پاسخ منفي است، چرا که دنيرو برخلاف موفقيت‌هاي بسيارش در زمينه بازيگري هيچگاه بازيگر موفق تجاري نبوده و تهيه‌کنندگان چندان برايش سر و دست نشکسته‌اند که دستمزد بالايي براي حضور در فيلمهايشان به او بدهند. تنها چند سال است که «دنيرو» مسير بازيگري‌اش را تغيير داده و با روي آوردن به فيلمهاي اکشن و کمدي گيشه را هم فتح مي‌کند. او در سال 1999 براي بازي در فيلم «اين را تحليل کن» هشت ميليون دلار دستمزد گرفت.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;کارهاي عجيب و غريبش براي ايفاي نقش همچون 30 کيلو اضافه وزن براي بازي در فيلم «گاو خشمگين»؟ باز هم بايد گفت خير. «دنيرو» چند سالي از اين نظر رکورددار بود چون «وينسنت دانافريا» با اضافه کردن 35 کيلو براي بازي در فيلم «غلاف تمام‌فلزي» سبب شد کار «دنيرو» چندان هم غريب به نظر نيايد. در حقيقت «رابرت دنيرو» سه ويژگي دارد که او را ميان بزرگان بازيگري کم‌نظير مي‌کند. نخست اينکه سبک بازي و فرورفتن او در نقش ها به گونه‌اي است که کمترين اثري از شخصيت خودش باقي نمي‌گذارد، بدين‌معنا که او چنان شخصيت‌هاي جديد و متفاوتي خلق مي‌کند که در رفتار، حرکات، نگاه و سخن گفتن هيچ شباهتي با «رابرت دنيرو»ي واقعي ندارند.&lt;BR&gt;از اين‌رو شخصيت‌هاي مختلف وي در فيلمها تفاوت چشمگيري باهم داشته و اثري از تکرار در آنها ديده نمي‌شود. برخلاف وي «آل‌پاچينو»، «جک نيکلسون»، «جين هاکمن» و برخي ديگر عليرغم بازي‌هاي بيادماندني‌شان، به گونه‌اي در نقش فرو مي‌روند که شخصيت شناخته شده‌شان تا حدي قابل تشخيص است. اما «آل‌کاپون» در «تسخيرناپذيران» جز شباهت ظاهري هيچگونه نقطه اشتراکي با «سام» در فيلم «رانين» ندارد. تماشاگري که چندان پيگير فيلمهاي دنيرو نيست ممکن است به هيچ وجه متوجه نشود که نقش «لويي گارا» در «جکي براون» و «ويتوکورلئونه» در فيلم «پدرخوانده2» را يک نفر بازي کرده است. «تراويس بيکل» عصبي و نچسب «گاو خشمگين» کجا و «نيل مکسالي» خونسرد و قابل اعتماد «مخمصه» کجا؟ «دنيرو» در چنان عمقي از نقش فرو مي‌رود که ديگر خود او را نمي‌بينيم و اين يکي از ويژگي‌هاي بي‌نظير بازيگري است. ويژگي ديگر بازيگري وي، سبک ميني‌ماليستي اوست، در حالي که بسياري از بازيگران با نمايش اغراق‌آميز و همه‌جانبه ويژگي‌هاي يک شخصيت، به معرفي فرد مي پردازند، دنيرو تا آنجا که مي‌تواند شخصيت را کمتر «نمايش» مي‌دهد زيرا بر اين باور است که: «ما در زندگي واقعي تلاش نمي‌کنيم احساسات‌مان را نشان دهيم بلکه بيشتر در پي پنهان کردن آن هستيم».&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;از اينروست که در عرصه بازيگري نيز در نمايش احساس و انديشه شخصيت‌ها از طريق حرکت، نگاه و سخن خست به خرج مي‌دهد. بهترين نمونه براي اين سبک از بازي «دنيرو» را مي‌توان در فيلم «مخمصه» ديد. اگرچه اين سبک بازيگري وي در فيلمهاي «پدرخوانده2»، «رفقاي خوب»، «رانين» و «امتياز» آشکارتر است اما به سبب قابليت مقايسه با سبک بازي متفاوت «آل‌پاچينو» در فيلم «مخمصه» بيشتر به چشم مي‌آيد. در فيلم «مخمصه» دو اسطوره بزرگ بازيگري در مقابل هم قرار مي‌گيرند: «رابرت دنيرو» و «آل‌پاچينو». دو بازيگر هم‌نسل و تحسين‌شده که پس از منتفي شدن حضور «دنيرو» در «پدرخوانده3» سرانجام در فيلم «مخمصه» توانستند در کنار يکديگر قرار گيرند. او در «مخمصه» در نقش يک خلافکار باهوش، بازي زيرپوستي درخشاني دارد و بدون هيچگونه نمايشي از بروز احساسات تنها زرنگي، هوش، تنهايي و مسئوليت پذيري «نيل» را نشان مي‌دهد. در مقابل «پاچينو» همچون هميشه بازي خوبش را از طريق تحرک دائمي، واکنش‌هاي عصبي، حرکات غلو شده و حرکت کردن دائمي چشمانش نشان مي‌دهد.&lt;BR&gt;به اين ترتيب در «مخمصه» فرصت مقايسه سبک ميني‌ماليستي «دنيرو» در برابر سبک متضاد «پاچينو» فراهم مي‌شود و در نتيجه ارزش کار او بيش از پيش به چشم مي‌آيد. حتي «پاچينو» که يکي از نوابغ بي‌چون و چراي بازيگري است و اتفاقا يکي از بهترين بازي‌هايش را هم در همين فيلم -مخمصه- ارائه داده مقهور بازي دنيرو مي‌شود.&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;«دنيرو»يي که در نهايت خست احساساتش را نمايش مي‌دهد و فيلم را از آن خود مي‌کند. صحنه رستوران و قتل پايان فيلم «مخمصه» را به ياد آوريد، 